tellin

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪn/
[بریتانیا]/ˈtɛlɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی صدف، به ویژه گونه‌ای که به عنوان صدف گیلاس شناخته می‌شود
Word Forms
جمعtellins

عبارات و ترکیب‌ها

tellin me

به من میگه

tellin you

به شما میگه

tellin stories

داستان تعریف می کنه

tellin the truth

حقیقت را می گوید

tellin lies

در مورد دروغ گفتن

tellin secrets

رازها را می گوید

tellin jokes

شوخی تعریف می کند

tellin tales

قصه تعریف می کند

tellin everyone

به همه میگه

tellin them

به آنها میگه

جملات نمونه

she was tellin' me about her vacation plans.

او داشت در مورد برنامه‌های تعطیلاتش برایم صحبت می‌کرد.

he keeps tellin' the same story over and over.

او مدام همان داستان را تکرار می‌کند.

are you tellin' the truth about what happened?

آیا در مورد آنچه اتفاق افتاده، حقیقت را می‌گویی؟

they were tellin' us about their new project.

آنها داشتند در مورد پروژه جدیدشان برایمان صحبت می‌کردند.

stop tellin' me what to do!

دستور دادن را به من متوقف کن!

she is always tellin' jokes to lighten the mood.

او همیشه برای تلطیف فضا شوخی می‌کند.

he was just tellin' me how much he enjoys cooking.

او فقط داشت به من می‌گفت که چقدر از آشپزی لذت می‌برد.

they keep tellin' me that i should exercise more.

آنها مدام به من می‌گویند که باید بیشتر ورزش کنم.

she was tellin' the kids a bedtime story.

او داشت برای بچه‌ها داستان قبل از خواب تعریف می‌کرد.

i'm not sure if he's tellin' the whole truth.

مطمئن نیستم که آیا او کل حقیقت را می‌گوید یا نه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید