temblor

[ایالات متحده]/ˈtɛmblɔː/
[بریتانیا]/ˈtɛmblər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لرزش ناگهانی زمین که ناشی از فعالیت آتشفشانی یا حرکت صفحات تکتونیکی است
Word Forms
جمعtemblors

عبارات و ترکیب‌ها

strong temblor

زلزله قوی

recent temblor

زلزله اخیر

major temblor

زلزله بزرگ

temblor felt

زلزله احساس شد

temblor warning

هشدار زلزله

after temblor

پس از زلزله

temblor activity

فعالیت زلزله

temblor scale

مقیاس زلزله

temblor effects

اثرات زلزله

temblor report

گزارش زلزله

جملات نمونه

the temblor shook the entire city.

زلزله کل شهر را به لرزه درآورد.

residents were evacuated after the temblor.

ساکنان پس از زلزله تخلیه شدند.

after the temblor, many buildings were damaged.

پس از زلزله، بسیاری از ساختمان‌ها آسیب دیدند.

the temblor was felt miles away.

زلزله در مسافت‌های دور احساس شد.

emergency services responded quickly to the temblor.

خدمات اورژانس به سرعت به زلزله پاسخ دادند.

seismologists recorded the temblor's magnitude.

زمین‌شناسان بزرگی زلزله را ثبت کردند.

people gathered outside after the temblor.

مردم پس از زلزله در خارج از ساختمان جمع شدند.

the temblor caused widespread panic.

زلزله باعث وحشت گسترده شد.

schools were closed due to the temblor.

مدارس به دلیل زلزله تعطیل شدند.

many families were displaced by the temblor.

خانواده‌های زیادی به دلیل زلزله آواره شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید