tenets

[ایالات متحده]/ˈtɛnɪts/
[بریتانیا]/ˈtɛnɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصول یا باورهایی که به عنوان حقیقت شناخته می‌شوند؛ آموزه‌ها یا دگماها

عبارات و ترکیب‌ها

core tenets

اصول اساسی

fundamental tenets

اصول بنیادی

key tenets

اصول کلیدی

ethical tenets

اصول اخلاقی

religious tenets

اصول مذهبی

social tenets

اصول اجتماعی

political tenets

اصول سیاسی

moral tenets

اصول اخلاقی

foundational tenets

اصول بنيادين

guiding tenets

اصول راهنما

جملات نمونه

the tenets of democracy include freedom of speech and equality.

اصول دموکراسی شامل آزادی بیان و برابری است.

understanding the tenets of a religion can deepen your faith.

درک اصول یک دین می‌تواند ایمان شما را عمیق‌تر کند.

the tenets of the scientific method are essential for research.

اصول روش علمی برای تحقیق ضروری هستند.

he follows the tenets of his philosophy in daily life.

او اصول فلسفه خود را در زندگی روزمره دنبال می‌کند.

the tenets of good leadership include integrity and empathy.

اصول رهبری خوب شامل یکپارچگی و همدلی است.

many cultures have different tenets that guide their traditions.

فرهنگ‌های زیادی اصول متفاوتی دارند که سنت‌های آنها را هدایت می‌کنند.

she explained the tenets of her argument clearly.

او اصول استدلال خود را به وضوح توضیح داد.

the tenets of sustainability are vital for our future.

اصول پایداری برای آینده ما حیاتی هستند.

he respects the tenets of his profession above all.

او بالاتر از همه به اصول حرفه خود احترام می‌گذارد.

the tenets of the organization are based on community service.

اصول سازمان بر اساس خدمات اجتماعی استوار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید