tenpin

[ایالات متحده]/ˈtɛn.pɪn/
[بریتانیا]/ˈtɛnˌpɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در بولینگ ده‌تایی) پینی که توسط توپ بولینگ سرنگون می‌شود
Word Forms
جمعtenpins

عبارات و ترکیب‌ها

tenpin bowling

بولینگ ۱۰ پین

tenpin league

لیگ تن پین

tenpin game

بازی تن پین

tenpin score

امتیاز تن پین

tenpin player

بازیکن تن پین

tenpin alley

سالن تن پین

tenpin tournament

تورنمنت تن پین

tenpin strike

ضربه‌ی مستقیم تن پین

tenpin spare

سبار تن پین

tenpin ball

توپ تن پین

جملات نمونه

he loves to play tenpin bowling on weekends.

او عاشق بازی تن پین بولینگ آخر هفته هاست.

she joined a tenpin bowling league to meet new friends.

او برای ملاقات با دوستان جدید به لیگ تن پین بولینگ پیوست.

they scored a perfect game in tenpin bowling.

آنها یک بازی کامل در تن پین بولینگ کسب کردند.

tenpin bowling is a fun activity for all ages.

تن پین بولینگ یک فعالیت سرگرم کننده برای همه سنین است.

he practices his tenpin technique every friday.

او هر جمعه تکنیک تن پین خود را تمرین می کند.

we went to the bowling alley for some tenpin action.

ما برای کمی تنش و هیجان به سالن بولینگ رفتیم.

her favorite sport is tenpin bowling.

ورزش مورد علاقه او تن پین بولینگ است.

they celebrated his birthday with a tenpin bowling party.

آنها تولد او را با یک مهمانی تن پین بولینگ جشن گرفتند.

he bought new shoes for tenpin bowling.

او کفش های جدیدی برای تن پین بولینگ خرید.

she watched a tenpin bowling tournament on tv.

او یک مسابقه تن پین بولینگ را در تلویزیون تماشا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید