territorials

[ایالات متحده]/ˌtɛrɪˈtɔːrɪəlz/
[بریتانیا]/ˌtɛrɪˈtɔriəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (اغلب با حروف بزرگ) سربازان یک نیروی دفاع محلی

عبارات و ترکیب‌ها

territorials defense

دفاع سرزمینی

territorials dispute

اختلافات سرزمینی

territorials rights

حقوق سرزمینی

territorials integrity

یکپارچگی سرزمینی

territorials claims

ادعاهای سرزمینی

territorials waters

آب‌های سرزمینی

territorials boundaries

مرزهای سرزمینی

territorials sovereignty

حاکمیت سرزمینی

territorials jurisdiction

قضاوتی سرزمینی

territorials expansion

گسترش سرزمینی

جملات نمونه

many animals are territorial and will defend their space.

بسیاری از حیوانات قلمرویی هستند و از قلمرو خود دفاع خواهند کرد.

the territorial disputes between countries can lead to conflicts.

اختلافات سرزمینی بین کشورها می تواند منجر به درگیری شود.

birds often sing to establish their territorial boundaries.

پرندگان اغلب برای تعیین حدود قلمرویی خود آواز می خوانند.

territorials often mark their territory with scent.

حیوانات قلمرویی اغلب قلمرو خود را با بو علامت گذاری می کنند.

the territorial behavior of wolves is fascinating to study.

رفتار قلمرویی گرگ ها برای مطالعه بسیار جذاب است.

in nature, territorial disputes are common among predators.

در طبیعت، اختلافات سرزمینی در بین شکارچیان رایج است.

territorial instincts can be observed in many species.

غریزه قلمرویی را می توان در بسیاری از گونه ها مشاهده کرد.

some fish are highly territorial and will chase away intruders.

برخی از ماهی ها بسیار قلمرویی هستند و متجاوزین را بیرون می کنند.

understanding territorial behavior can help in wildlife conservation.

درک رفتار قلمرویی می تواند به حفظ حیات وحش کمک کند.

territorial claims can lead to long-lasting political tensions.

ادعاهای سرزمینی می تواند منجر به تنش های سیاسی طولانی مدت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید