terrorized

[ایالات متحده]/ˈtɛrəraɪzd/
[بریتانیا]/ˈtɛrəraɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث ترس یا اضطراب شدن؛ از طریق تهدید یا خشونت ترساندن

عبارات و ترکیب‌ها

terrorized citizens

شهروندان وحشت‌زده

terrorized community

جامعه وحشت‌زده

terrorized victims

قربانیان وحشت‌زده

terrorized children

کودکان وحشت‌زده

terrorized families

خانواده‌های وحشت‌زده

terrorized neighborhoods

محله‌های وحشت‌زده

terrorized population

جمعیت وحشت‌زده

terrorized towns

شهرهای وحشت‌زده

terrorized individuals

افراد وحشت‌زده

terrorized activists

فعالین وحشت‌زده

جملات نمونه

the children were terrorized by the loud thunder.

کودکان توسط رعد و برق بلند وحشت زده شدند.

the community was terrorized by a series of burglaries.

جامعه توسط مجموعه‌ای از سرقت‌ها وحشت زده شد.

she felt terrorized by the constant bullying at school.

او به دلیل قلدری مداوم در مدرسه احساس وحشت کرد.

the documentary revealed how the town was terrorized by crime.

مستند نشان داد که شهر چگونه توسط جرم و جنایت وحشت زده شده است.

he was terrorized by nightmares every night.

او هر شب توسط کابوس‌ها وحشت زده می‌شد.

the hostages were terrorized during their captivity.

گروگان‌ها در طول اسارت خود وحشت زده شدند.

the wild animals terrorized the villagers.

حیوانات وحشی دهقانان را وحشت زده کردند.

the sudden explosion terrorized everyone in the vicinity.

انفجار ناگهانی همه افراد در آن منطقه را وحشت زده کرد.

the film's villain terrorized the main characters.

شخصیت شرور فیلم شخصیت‌های اصلی را وحشت زده کرد.

the storm terrorized residents with its fierce winds.

طوفان با وزش شدید باد ساکنان را وحشت زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید