testacy

[ایالات متحده]/ˈtɛstəsi/
[بریتانیا]/ˈtɛstəsi/

ترجمه

n. وضعیت تنظیم وصیت; حالت داشتن وصیت

عبارات و ترکیب‌ها

testacy agreement

توافقنامه وصیت‌نامه

testacy clause

ماده وصیت‌نامه

testacy issues

مشکلات وصیت‌نامه

testacy law

قانون وصیت‌نامه

testacy requirements

الزامات وصیت‌نامه

testacy process

فرآیند وصیت‌نامه

testacy proceedings

دادخواست وصیت‌نامه

testacy validity

اعتبار وصیت‌نامه

testacy disputes

اختلافات وصیت‌نامه

testacy documentation

اسناد وصیت‌نامه

جملات نمونه

his testacy was questioned after his sudden death.

این وصیت‌نامه پس از مرگ ناگهانی او مورد سوال قرار گرفت.

the lawyer reviewed the testacy documents carefully.

وکیل اسناد وصیت‌نامه را با دقت بررسی کرد.

she was named the executor in her father's testacy.

او به عنوان ناظر وصیت‌نامه پدرش تعیین شد.

testacy laws vary from state to state.

قوانین وصیت‌نامه از ایالت به ایالت متفاوت است.

he left a clear testacy outlining his wishes.

او وصیت‌نامه‌ای واضح با بیان خواسته‌هایش از خود باقی گذاشت.

the testacy was contested by several family members.

این وصیت‌نامه توسط چندین عضو خانواده مورد اعتراض قرار گرفت.

understanding testacy is important for estate planning.

درک وصیت‌نامه برای برنامه‌ریزی املاک مهم است.

they consulted an expert on testacy issues.

آنها با یک متخصص در مسائل وصیت‌نامه مشورت کردند.

testacy can help avoid disputes after death.

وصیت‌نامه می‌تواند به جلوگیری از اختلافات پس از مرگ کمک کند.

she ensured her testacy was legally binding.

او اطمینان حاصل کرد که وصیت‌نامه او از نظر قانونی معتبر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید