probate

[ایالات متحده]/'prəʊbeɪt/
[بریتانیا]/'probet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تأیید وصیت; اعطای آزادی مشروط
n. فرآیند تأیید وصیت; صلاحیت یک دادگاه برای تأیید وصیت‌ها
adj. مربوط به تأیید وصیت
Word Forms
شکل سوم شخص مفردprobates
زمان گذشتهprobated
جمعprobates
صفت یا فعل حال استمراریprobating
قسمت سوم فعلprobated

عبارات و ترکیب‌ها

probate court

دادگاه ارث

جملات نمونه

The will is currently in probate.

وصیت‌نامه در حال حاضر در حال رسیدگی است.

The probate process can take several months.

فرآیند رسیدگی اموال ممکن است چندین ماه طول بکشد.

She hired a lawyer to handle the probate of her father's estate.

او وکیلی را استخدام کرد تا رسیدگی اموال پدرش را انجام دهد.

The probate court will determine the validity of the will.

دادگاه رسیدگی اموال اعتبار وصیت‌نامه را تعیین خواهد کرد.

He was appointed executor of the probate.

او به عنوان مدیر تصفیه اموال منصوب شد.

The probate fees can be quite high.

هزینه‌های رسیدگی اموال می‌تواند بسیار زیاد باشد.

It's important to have a valid will to avoid probate issues.

داشتن یک وصیت‌نامه معتبر برای جلوگیری از مشکلات رسیدگی اموال مهم است.

The probate process involves distributing assets to beneficiaries.

فرآیند رسیدگی اموال شامل توزیع دارایی‌ها بین ذینفعان است.

She is contesting the will in probate court.

او در حال اعتراض به وصیت‌نامه در دادگاه رسیدگی اموال است.

The probate judge will review all relevant documents.

قاضی دادگاه رسیدگی اموال تمام اسناد مربوطه را بررسی خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید