testatrix

[ایالات متحده]/ˈtɛstətɪks/
[بریتانیا]/ˈtɛstəˌtrɪks/

ترجمه

n. زنی که وصیت می‌کند؛ وصیت‌گذار زن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

testatrix will

وصیت‌نامه

testatrix estate

مال ارث

testatrix signature

امضای متوفی

testatrix rights

حقوق متوفی

testatrix intentions

قصد متوفی

testatrix capacity

ظرفیت متوفی

testatrix provisions

مفاد

testatrix declaration

اظهارات متوفی

testatrix beneficiaries

ذینفعان

testatrix appointment

انتصاب

جملات نمونه

the testatrix left a detailed will.

وصیت‌کننده یک وصیت‌نامه دقیق از خود باقی گذاشت.

the testatrix appointed her children as beneficiaries.

وصیت‌کننده فرزندان خود را به عنوان ذینفع تعیین کرد.

the testatrix's intentions were clearly stated in the document.

قصد وصیت‌کننده به وضوح در سند بیان شده بود.

the lawyer reviewed the testatrix's wishes carefully.

وکیل با دقت خواسته‌های وصیت‌کننده را بررسی کرد.

the testatrix had a profound impact on her community.

وصیت‌کننده تأثیر عمیقی بر جامعه خود داشت.

the testatrix signed the will in front of witnesses.

وصیت‌کننده وصیت‌نامه را در حضور شهود امضا کرد.

many people respected the testatrix's wishes.

بسیاری از مردم به خواسته‌های وصیت‌کننده احترام گذاشتند.

the testatrix's estate was divided among her heirs.

مالیات وصیت‌کننده بین وارثان او تقسیم شد.

the testatrix expressed her love for her family in her will.

وصیت‌کننده عشق خود را به خانواده‌اش در وصیت‌نامه خود بیان کرد.

the testatrix's last wishes were honored by all parties involved.

آخرین خواسته‌های وصیت‌کننده توسط همه طرف‌های درگیر مورد احترام قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید