decedent

[ایالات متحده]/dɪˈsiːd(ə)nt/
[بریتانیا]/dɪˈsiːdənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متوفی; شخصی که فوت کرده است
Word Forms
جمعdecedents

عبارات و ترکیب‌ها

decedent estate

مال متوفی

decedent's will

وصیت‌نامه متوفی

decedent benefits

مزایای متوفی

decedent property

اموال متوفی

decedent rights

حقوق متوفی

decedent claims

ادعاهای متوفی

decedent trust

وقف‌نامه متوفی

decedent affairs

امور متوفی

decedent liabilities

مسئولیت‌های متوفی

decedent assets

دارایی‌های متوفی

جملات نمونه

the decedent left behind a will.

متوفی یک وصیت‌نامه از خود به جا گذاشت.

the estate of the decedent is being settled.

مالیات متوفی در حال تسویه است.

the decedent's assets were divided among the heirs.

دارایی‌های متوفی بین وارثان تقسیم شد.

we need to identify the decedent before proceeding.

ما باید متوفی را قبل از ادامه شناسایی کنیم.

the decedent had many friends who mourned their loss.

متوفی دوستان زیادی داشتند که برای فقدان آنها سوگوار بودند.

the decedent's funeral was attended by family and friends.

تشییع جنازه متوفی با حضور خانواده و دوستان برگزار شد.

legal documents regarding the decedent must be reviewed.

مدارک قانونی مربوط به متوفی باید بررسی شوند.

the decedent was known for their charitable contributions.

متوفی به دلیل کمک‌های خیریه خود شناخته می‌شد.

the decedent's wishes were clearly outlined in their will.

خواسته‌های متوفی به وضوح در وصیت‌نامه آنها مشخص شده بود.

it is important to respect the decedent's final wishes.

احترام به خواسته‌های نهایی متوفی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید