testifying

[ایالات متحده]/ˈtɛstɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɛstəˌfaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل دادن شواهد به عنوان شاهد؛ تأیید یا تأسیس حقیقت چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

testifying witness

شهادت دادن شاهد

testifying under oath

تحت سوگند شهادت دادن

testifying in court

شهادت دادن در دادگاه

testifying about facts

شهادت دادن درباره حقایق

testifying for justice

شهادت دادن برای عدالت

testifying against someone

شهادت دادن علیه کسی

testifying to events

شهادت دادن درباره رویدادها

testifying as expert

به عنوان کارشناس شهادت دادن

testifying in public

شهادت دادن در حضور عموم

testifying truthfully

به طور صادقانه شهادت دادن

جملات نمونه

the witness is testifying in court.

شهادت شاهد در دادگاه در حال انجام است.

she is testifying about the events of that night.

او در مورد وقایع آن شب شهادت می دهد.

testifying under oath is a serious matter.

شهادت تحت سوگند یک موضوع جدی است.

he is testifying as an expert witness.

او به عنوان شاهد متخصص شهادت می دهد.

the lawyer is preparing her for testifying.

وکیل او را برای شهادت آماده می کند.

testifying can be a stressful experience.

شهادت می تواند یک تجربه استرس زا باشد.

she was nervous while testifying in front of the jury.

او در حالی که در مقابل هیئت منصفه شهادت می داد مضطرب بود.

he is testifying about the accident he witnessed.

او در مورد تصادف شاهد آن حادثه شهادت می دهد.

testifying can help bring justice to victims.

شهادت می تواند به برقراری عدالت برای قربانیان کمک کند.

she was called to the stand for testifying.

او برای شهادت به جایگاه احضار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید