thale

[ایالات متحده]/tɑːlə/
[بریتانیا]/teɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شهر در آلمان که در کوههارتس قرار دارد.
شکل‌های واژه
جمعthales

جملات نمونه

the thale of our journey began in the mountains.

داستان سفر ما در کوه‌ها شروع شد.

scientists discovered a new thale about deep sea creatures.

دانشمندان یک داستان جدید درباره موجودات دریایی کشف کردند.

she shared a fascinating thale of adventure and discovery.

او یک داستان جذاب درباره ماجراجویی و کشفیات به اشتراک گذاشت.

the historian revealed a forgotten thale from medieval times.

تاریخ‌گر یک داستان فراموش شده از دوران میانه را آشکار کرد.

every thale has two sides worth considering carefully.

هر داستان دو طرف دارد که با دقت باید در نظر گرفته شود.

the author crafted a thale that captivated readers worldwide.

نویسنده یک داستان ساخت که خوانندگان سراسر جهان را جذب کرد.

we should listen to the thale of those who came before us.

ما باید به داستان آن‌هایی که پیش از ما بودند گوش دهیم.

the thale behind this ancient artifact remains a mystery.

داستان پشت این اثر باستانی هنوز یک загадه است.

each culture has its own thale about how the world began.

هر فرهنگ داستان خود راجع به اینکه جهان چگونه شکل گرفت دارد.

the documentary tells the thale of survival against all odds.

مستند این داستان را درباره زنده ماندن در برابر تمام مشکلات روایت می‌کند.

his grandfather's thale inspired him to become an explorer.

داستان دادگان او باعث شد که او به یک ماجراجو تبدیل شود.

the legend became a thale passed down through generations.

این افسانه به یک داستان تبدیل شد که از نسل به نسل منتقل می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید