| جمع | thataways |
go thataway
برو آنطرف
look thataway
نگاه کن آنطرف
turn thataway
چرخ آنطرف
head thataway
به سمت آنطرف برو
point thataway
به سمت آنطرف اشاره کن
move thataway
حرکت کن آنطرف
travel thataway
سفر کن آنطرف
walk thataway
پیاده روی کن آنطرف
drive thataway
رانندگی کن آنطرف
send thataway
بفرست آنطرف
let's head thataway to find the best restaurant.
بیایید به آنجا برویم تا بهترین رستوران را پیدا کنیم.
the park is thataway, just follow the signs.
پارک آنجاست، فقط به دنبال علائم باشید.
she pointed thataway when asked about the nearest bus stop.
وقتی از نزدیکترین ایستگاه اتوبوس پرسیده شد، او به آنجا اشاره کرد.
he suggested we go thataway for a better view.
او پیشنهاد کرد که برای دیدن منظره بهتر به آنجا برویم.
there's a beautiful lake thataway, perfect for a picnic.
یک دریاچه زیبا آنجاست، مناسب برای پیک نیک.
we should explore thataway; i've heard it's amazing.
ما باید آنجا را کاوش کنیم؛ شنیده ام که شگفت انگیز است.
when in doubt, just go thataway.
در صورت تردید، فقط به آنجا بروید.
the trail continues thataway, leading to the summit.
مسیر به آنجا ادامه دارد و به قله منتهی می شود.
look at the stars, they seem to be shining thataway.
به ستاره ها نگاه کنید، به نظر می رسد که از آنجا می درخشند.
my friend lives thataway, near the old mill.
دوست من آنجا زندگی می کند، نزدیک آسیاب قدیمی.
go thataway
برو آنطرف
look thataway
نگاه کن آنطرف
turn thataway
چرخ آنطرف
head thataway
به سمت آنطرف برو
point thataway
به سمت آنطرف اشاره کن
move thataway
حرکت کن آنطرف
travel thataway
سفر کن آنطرف
walk thataway
پیاده روی کن آنطرف
drive thataway
رانندگی کن آنطرف
send thataway
بفرست آنطرف
let's head thataway to find the best restaurant.
بیایید به آنجا برویم تا بهترین رستوران را پیدا کنیم.
the park is thataway, just follow the signs.
پارک آنجاست، فقط به دنبال علائم باشید.
she pointed thataway when asked about the nearest bus stop.
وقتی از نزدیکترین ایستگاه اتوبوس پرسیده شد، او به آنجا اشاره کرد.
he suggested we go thataway for a better view.
او پیشنهاد کرد که برای دیدن منظره بهتر به آنجا برویم.
there's a beautiful lake thataway, perfect for a picnic.
یک دریاچه زیبا آنجاست، مناسب برای پیک نیک.
we should explore thataway; i've heard it's amazing.
ما باید آنجا را کاوش کنیم؛ شنیده ام که شگفت انگیز است.
when in doubt, just go thataway.
در صورت تردید، فقط به آنجا بروید.
the trail continues thataway, leading to the summit.
مسیر به آنجا ادامه دارد و به قله منتهی می شود.
look at the stars, they seem to be shining thataway.
به ستاره ها نگاه کنید، به نظر می رسد که از آنجا می درخشند.
my friend lives thataway, near the old mill.
دوست من آنجا زندگی می کند، نزدیک آسیاب قدیمی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید