thawings

[ایالات متحده]/θɔːɪŋz/
[بریتانیا]/θɔːɪŋz/

ترجمه

n. فرایند مایع شدن پس از منجمد شدن
v. عمل ذوب شدن؛ شکل فعلی حال از ذوب شدن

عبارات و ترکیب‌ها

slow thawings

ذوب شدن‌های آرام

partial thawings

ذوب شدن‌های جزئی

rapid thawings

ذوب شدن‌های سریع

seasonal thawings

ذوب شدن‌های فصلی

early thawings

ذوب شدن‌های زود هنگام

late thawings

ذوب شدن‌های دیر هنگام

frequent thawings

ذوب شدن‌های مکرر

unusual thawings

ذوب شدن‌های غیرمعمول

natural thawings

ذوب شدن‌های طبیعی

controlled thawings

ذوب شدن‌های کنترل شده

جملات نمونه

the thawings in spring bring new life to the forest.

ذوب شدن‌ها در بهار، زندگی جدیدی به جنگل می‌بخشند.

after several thawings, the river began to flow again.

پس از چندین بار ذوب شدن، رودخانه دوباره شروع به جریان کرد.

thawings can lead to increased plant growth.

ذوب شدن‌ها می‌تواند منجر به افزایش رشد گیاهان شود.

the thawings of the glaciers are a sign of climate change.

ذوب شدن یخچال‌ها نشانه‌ای از تغییرات آب و هوایی است.

we noticed the thawings were happening earlier each year.

متوجه شدیم که ذوب شدن‌ها هر سال زودتر اتفاق می‌افتد.

thawings in the arctic have serious environmental implications.

ذوب شدن‌ها در قطب شمال، پیامدهای زیست محیطی جدی دارد.

farmers depend on thawings to prepare the soil for planting.

کشاورزان برای آماده‌سازی خاک برای کاشت، به ذوب شدن‌ها متکی هستند.

thawings can create hazardous conditions on the roads.

ذوب شدن‌ها می‌تواند شرایط خطرناک را در جاده‌ها ایجاد کند.

scientists study thawings to understand their effects on ecosystems.

دانشمندان ذوب شدن‌ها را برای درک اثرات آنها بر اکوسیستم‌ها مطالعه می‌کنند.

thawings can affect local wildlife and their habitats.

ذوب شدن‌ها می‌تواند بر حیات وحش و زیستگاه‌های محلی تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید