theatrically

[ایالات متحده]/θi'ætri'kəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز دراماتیک

جملات نمونه

She performed theatrically on stage.

او به طور نمایشی روی صحنه اجرا کرد.

He gestured theatrically to the audience.

او به طور نمایشی به سمت تماشاچیان اشاره کرد.

The actor delivered his lines theatrically.

بازیگر دیالوگ‌های خود را به طور نمایشی اجرا کرد.

The singer sang theatrically, captivating the audience.

خواننده به طور نمایشی آواز خواند و مخاطبان را مجذوب خود کرد.

The magician theatrically pulled a rabbit out of the hat.

جادوگر به طور نمایشی یک خرگوش از کلاه بیرون آورد.

She theatrically fell to the ground in a dramatic fashion.

او به طور نمایشی به طور نمایشی روی زمین افتاد.

The villain laughed theatrically as he revealed his evil plan.

شرور با خنده نمایشی طرح شیطانی خود را فاش کرد.

The play was theatrically lit with colorful spotlights.

نمایش با چراغ‌های رنگی به طور نمایشی روشن شده بود.

The dancer moved theatrically across the stage, commanding attention.

رقصنده به طور نمایشی در صحنه حرکت کرد و توجه را به خود جلب کرد.

The director instructed the actors to behave theatrically for the scene.

کارگردان به بازیگران دستور داد که برای صحنه به طور نمایشی رفتار کنند.

نمونه‌های واقعی

The hit sci-fi movie The Wandering Earth II has been released theatrically in at least nine overseas markets.

فیلم علمی-تخیلی موفق «سرزمین سرگردان ۲» حداقل در نه بازار خارجی به صورت نمایشی اکران شده است.

منبع: Global Times Reading Selection

Setting a brand-new precedent, both theatrically and cinematically.

تعیین یک الگوی کاملاً جدید، هم به صورت نمایشی و هم سینمایی.

منبع: Fresh air

I went to a very theatrically based drama school.

من به یک مدرسه درام بسیار مبتنی بر نمایش رفتم.

منبع: Selected Film and Television News

She sighed theatrically and put down her knife and fork.

او به طور نمایشی آهی کشید و چاقو و دندانه‌هایش را گذاشت.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

The apartment was kept clean by an English servant with the singularly, almost theatrically, appropriate name of Bounds, whose technic was marred only by the fact that he wore a soft collar.

آپارتمان توسط یک خدمتکار انگلیسی با نامی مناسب، تقریباً به طور نمایشی، به نام Bounds تمیز نگه داشته می‌شد، که روش او فقط با این واقعیت که یک یقه نرم می‌پوشید، خدشه‌دار می‌شد.

منبع: Beauty and Destruction (Part 1)

You know, although Harvey — and all of us — we prided ourselves on being trained theatrically, but there were times you just couldn't — it was like giggling in church or the library.

می‌دانید، اگرچه هاروی - و همه ما - به خود می‌بالیدیم که به طور نمایشی آموزش دیده‌ایم، اما اوقاتی وجود داشت که نمی‌توانستید - مثل خندیدن در کلیسا یا کتابخانه بود.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

But we were involved with the movie, " Parasite, " and worked really hard on that movie, and had extraordinary success with it theatrically -- which, mind you, is also an example of why theaters are really important.

اما ما درگیر فیلم « انگل » بودیم و خیلی سخت روی آن فیلم کار کردیم و به طور نمایشی موفقیت فوق العاده‌ای با آن داشتیم - که البته، نمونه دیگری از اهمیت سالن‌های سینما نیز هست.

منبع: Sway

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید