thermic

[ایالات متحده]/ˈθɜːmɪk/
[بریتانیا]/ˈθɜrmɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به حرارت; ناشی از حرارت

عبارات و ترکیب‌ها

thermic energy

انرژی گرمایی

thermic insulation

عایق حرارتی

thermic effect

اثر حرارتی

thermic resistance

مقاومت حرارتی

thermic expansion

انبساط حرارتی

thermic fluid

سیال حرارتی

thermic conduction

هدایت حرارتی

thermic balance

تعادل حرارتی

thermic properties

خواص حرارتی

thermic regulation

تنظیم حرارتی

جملات نمونه

thermic insulation is essential for energy efficiency.

عایق حرارتی برای بهره‌وری انرژی ضروری است.

thermic properties of materials affect their performance.

خواص حرارتی مواد بر عملکرد آنها تأثیر می‌گذارد.

the thermic effect of food can influence weight loss.

اثر حرارتی غذا می‌تواند بر کاهش وزن تأثیر بگذارد.

thermic blankets are used to retain body heat.

از پتوهای حرارتی برای حفظ گرمای بدن استفاده می‌شود.

understanding thermic dynamics is important in engineering.

درک دینامیک حرارتی در مهندسی مهم است.

thermic fluctuations can impact weather patterns.

نوسانات حرارتی می‌توانند بر الگوهای آب و هوا تأثیر بگذارند.

thermic imaging is useful in detecting heat loss.

تصویربرداری حرارتی برای تشخیص اتلاف گرما مفید است.

thermic efficiency is a key factor in hvac systems.

راندمان حرارتی یک عامل کلیدی در سیستم‌های HVAC است.

thermic stress can lead to material failure.

استرس حرارتی می‌تواند منجر به خرابی مواد شود.

we studied the thermic characteristics of the new alloy.

ما ویژگی‌های حرارتی آلیاژ جدید را مطالعه کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید