thersites

[ایالات متحده]/θəˈsaɪtiːz/
[بریتانیا]/θərˈsaɪtiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرباز یونانی در ایلیاد هومر که به خاطر زبان توهین‌آمیزش شناخته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

thersites the fool

ابله تِرسایتس

thersites of troy

تِرسایتس از طروآ

thersites in battle

تِرسایتس در نبرد

thersites the critic

منتقد تِرسایتس

thersites' remarks

اظهارات تِرسایتس

thersites the cynic

سالِطِه‌گر تِرسایتس

thersites' perspective

دیدگاه تِرسایتس

thersites and achilles

تِرسایتس و آکیلس

thersites in literature

تِرسایتس در ادبیات

جملات نمونه

thersites was known for his sharp tongue.

ثرسیته به خاطر زبان تیزش معروف بود.

in the play, thersites often mocks the heroes.

در نمایش، ثرسیته اغلب قهرمانان را مسخره می‌کند.

thersites represents the voice of the common man.

ثرسیته نماینده صدای مردم عادی است.

many view thersites as a symbol of cynicism.

بسیاری ثرسیته را به عنوان نمادی از cynicism می‌بینند.

thersites' character adds depth to the narrative.

شخصیت ثرسیته عمق بیشتری به روایت داستان می‌بخشد.

some admire thersites for his honesty.

برخی از ثرسیته به خاطر صداقتش تحسین می‌کنند.

thersites challenges the status quo in the story.

ثرسیته وضعیت موجود را در داستان به چالش می‌کشد.

thersites often finds himself in trouble due to his words.

ثرسیته اغلب به دلیل حرف‌هایش دچار مشکل می‌شود.

thersites is a character that evokes mixed feelings.

ثرسیته شخصیتی است که احساسات متضادی را برمی‌انگیزد.

in many adaptations, thersites is portrayed humorously.

در بسیاری از اقتباس‌ها، ثرسیته به صورت طنزآمیز به تصویر کشیده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید