thimble

[ایالات متحده]/'θɪmb(ə)l/
[بریتانیا]/'θɪmbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فنجان کوچک سخت و ناهموار که برای محافظت روی انگشتی که سوزن را در دوخت فشار می‌دهد، پوشیده می‌شود.

جملات نمونه

She put a thimble over the finger when sewing.

او یک سرپنچه را روی انگشت خود قرار داد هنگام دوختن.

her new thimble-sized matchbox apartment.

آپارتمان کوچک به اندازه سر انگشت جدیدش که یک جعبه کبریت بود.

She used a thimble to protect her finger while sewing.

او از یک سرپنچه برای محافظت از انگشت خود در هنگام دوختن استفاده کرد.

The tailor kept a thimble handy in his sewing kit.

خیاط یک سرپنچه را در دسترس در جعبه دوخت خود نگه داشت.

The thimble slipped off her finger as she tried to push the needle through the fabric.

سرپنچه از انگشت او لیز خورد وقتی سعی کرد سوزن را از پارچه عبور دهد.

He found a vintage silver thimble at the flea market.

او یک سرپنچه نقره قدیمی را در بازار دست دوم پیدا کرد.

The thimble is an essential tool for hand-sewing projects.

سرپنچه یک ابزار ضروری برای پروژه های دوخت دستی است.

She collected thimbles from different countries as souvenirs.

او به عنوان سوغاتی، سرپنچه هایی از کشورهای مختلف جمع آوری کرد.

The thimble was too small for his large fingers.

سرپنچه برای انگشتان بزرگ او خیلی کوچک بود.

The thimble clinked against the metal tray as she reached for another sewing needle.

سرپنچه با سینی فلزی برخورد کرد وقتی او به دنبال سوزن دیگر دوخت بود.

She carefully threaded the needle before placing it through the thimble.

او قبل از قرار دادن سوزن از طریق سرپنچه، آن را با دقت نخ کرد.

The thimble had intricate designs etched into its surface.

سرپنچه طرح های پیچیده ای داشت که روی سطح آن حک شده بود.

نمونه‌های واقعی

I wish you would lend me your thimble, Sarah.

من دلم می خواست شما حلقه انگشتان خود را به من قرض بدهید، سارا.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

I'll let you be the thimble.

من به شما اجازه می دهم که خودتان حلقه انگشتان باشید.

منبع: Young Sheldon - Season 2

If you got the thimble, it would mean you were going to stay single.

اگر حلقه انگشتان را به دست می آوردید، به این معنی بود که قرار بود مجرد بمانید.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

Some spiders are masons. These build houses, the size of a big thimble.

برخی از عنکبوت ها بنا هستند. اینها خانه هایی به اندازه یک حلقه انگشتان بزرگ می سازند.

منبع: UK original primary school Chinese language class

" She says she will do that to you, Wendy, every time I give you a thimble" .

او می گوید که هر بار که من یک حلقه انگشتان به شما می دهم، این کار را با شما انجام می دهد،وندی.

منبع: Peter Pan

She had to take his hand, and there was no indication that he would prefer a thimble.

او مجبور شد دستش را بگیرد و هیچ نشانه ای وجود نداشت که او ترجیح می دهد حلقه انگشتان داشته باشد.

منبع: Peter Pan

Some people get big, tall, and stocky, and others stay small as a thimble.

برخی از افراد بزرگ، قد بلند و درشت می شوند و برخی دیگر به اندازه یک حلقه انگشتان کوچک باقی می مانند.

منبع: One Hundred Thousand Whys

The thimble is not the first classic piece to be removed from the game.

حلقه انگشتان اولین قطعه کلاسیک نیست که از بازی حذف می شود.

منبع: VOA Special February 2017 Collection

" Oh dear, " said the nice Wendy, " I don't mean a kiss, I mean a thimble" .

" اوه خدای من، " وندی خوب گفت، "من منظورم بوسه نیست، منظورم حلقه انگشتان است."

منبع: Peter Pan

You must use a thimble to push the needle, or you will hurt your finger.

شما باید از یک حلقه انگشتان برای فشار دادن سوزن استفاده کنید، در غیر این صورت انگشت خود را زخمی می کنید.

منبع: British Students' Science Reader

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید