thumb

[ایالات متحده]/θʌm/
[بریتانیا]/θʌm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با شست دست دستکاری کردن؛ برای گرفتن ماشین با دراز کردن شست علامت دادن؛ به طور ناشیانه دست زدن
vi. با شست صفحات کتاب را ورق زدن؛ با دراز کردن شست ماشین گرفتن
n. انگشت کنار انگشت اشاره

عبارات و ترکیب‌ها

opposable thumb

انگشت شست

thumbprint

اثر انگشت

thumbtack

چرخ‌دنده

thumbs up

تشویق

thumb drive

فلش درایو

rule of thumb

قانون سرانگشتی

under someone's thumb

تحت سلطه کسی بودن

thumbs down

بی‌احترام

green thumb

مهارت در باغبانی

rules of thumb

قواعد سرانگشتی

tom thumb

تام تول

under the thumb

تحت سلطه

thumb down

بی‌احترام

جملات نمونه

the apposition of thumb and forefinger

قرار دادن انگشت شست و انگشت اشاره کنار یکدیگر

The thumb is an opposable digit.

انگشت شست انگشتی مخالف است.

There is a hole in the thumb of his mitten.

در دستکش او، سوراخی در انگشت شستش وجود دارد.

The base of the thumb is where it joins the hand.

ریشه انگشت شست جایی است که به دست متصل می‌شود.

hold the index finger down with the thumb extended.

انگشت اشاره را با انگشت شست کشیده پایین نگه دارید.

she gave him the thumbs-up sign.

او به او علامت انگشت شست به بالا را نشان داد.

he thumbed towards the men behind him.

او به سمت مردانی که پشت سرش بودند، اشاره کرد.

Tom Thumb and Hunca Munca went cautiously across the hearthrug.

تام انگشت و هونکا مونکا با احتیاط از روی فرش ذغال سنگ عبور کردند.

thumbed through the latest issue of the magazine.

ویژه‌نامه جدید را ورق زد.

I'm all fingers and thumbs today.

امروز من فقط انگشت و شست دستم هستم.

Opposition in an important movement of thumb, for thumb opposes other fingers in many types of prehension.

در حرکت مهم انگشت شست، مخالفتی وجود دارد، زیرا انگشت شست در بسیاری از انواع گرفتن، انگشتان دیگر را مخالف می‌کند.

the baby plugged his thumb into his mouth.

نوزاد انگشت شست خود را در دهانش فرو کرد.

as soon as she thumbed the button, the door slid open.

همین که او دکمه را فشار داد، در باز شد.

his dictionaries were thumbed and ink-stained.

فرهنگ لغتش مورد استفاده قرار گرفته و لکه‌دار شده بود.

A photograph shows one of the crowd thumbing his nose at the speaker.

در یک عکس، یکی از جمعیت در حال پوزخند به سخنران است.

We’ve got the thumbs up for the new swimming pool.

ما برای استخر جدید انگشت شست به بالا داریم.

نمونه‌های واقعی

Are you giving me a thumb's up or a thumb's down? I can't tell.

آیا دارید به من علامت مثبت می‌دهید یا منفی؟ نمی‌توانم بفهمم.

منبع: BoJack Horseman Season 2

He accidentally hit his thumb with the hammer.

او به طور تصادفی انگشت شست خود را با چکش زد.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

Give us a thumbs up if you did.

اگر اینطور بود، به ما علامت مثبت بدهید.

منبع: Grandpa and Grandma's test class

Give me a thumbs up if you can.

اگر می‌توانید، به من علامت مثبت بدهید.

منبع: Dad teaches you grammar.

He jerked a thumb at Ron and Hermione.

او انگشت شست خود را به سمت رون و هرمیون تکان داد.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Squeeze my thumb and finger to make it stop.

برای متوقف کردن آن، انگشت شست و انگشت من را فشار دهید.

منبع: Culinary methods for gourmet food

Keep the thumbs and forefingers of both hands together.

انگشتان شست و انگشتان اشاره هر دو دست را به هم بچسبانید.

منبع: Healthy little secrets

Put your thumb here and your index finger here.

انگشت شست خود را اینجای آن بگذارید و انگشت اشاره خود را اینجای آن بگذارید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Robert gave him a thumbs up. “You're insane! ”

رابرت به او علامت مثبت داد. "تو دیوانه ای!"

منبع: Tales of Imagination and Creativity

When it comes to knitting, I'm all thumbs.

وقتی صحبت از بافتنی می‌شود، من فقط انگشت شست هستم.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید