thingamajigs

[ایالات متحده]/ˈθɪŋəˌmædʒɪg/
[بریتانیا]/ˈθɪŋəˌmædʒɪg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه یا گجت؛ کسی یا چیزی نامشخص

عبارات و ترکیب‌ها

thingamajig tool

ابزار چیزنما

thingamajig gadget

وسیله چیزنما

thingamajig device

دستگاه چیزنما

thingamajig thing

چیز چیزنما

thingamajig part

قطعه چیزنما

thingamajig doohickey

لوازم جانبی چیزنما

thingamajig whatchamacallit

چیزی که اسمش را نمی‌دانی

thingamajig widget

ویجت چیزنما

thingamajig contraption

دستگاه عجیب و غریب

thingamajig doodad

ابزارک

جملات نمونه

i can't find that thingamajig i need for the project.

من نمی‌توانم آن وسیله‌ای را که برای پروژه نیاز دارم پیدا کنم.

can you pass me that thingamajig over there?

می‌توانی آن وسیله را آنجا به من بدهی؟

this thingamajig is really useful for fixing things around the house.

این وسیله برای تعمیر وسایل در اطراف خانه واقعاً مفید است.

what’s that thingamajig called again?

اسم آن وسیله دوباره چیست؟

she always carries a thingamajig in her bag just in case.

او همیشه یک وسیله را در کیف خود دارد تا در صورت لزوم.

he invented a new thingamajig to help with cooking.

او یک وسیله جدید برای کمک به آشپزی اختراع کرد.

that thingamajig makes it easier to organize my desk.

آن وسیله سازماندهی میز من را آسان تر می کند.

i need to buy a thingamajig for my car maintenance.

من باید یک وسیله برای نگهداری ماشینم بخرم.

do you know how to use this thingamajig?

آیا می‌دانید چگونه از این وسیله استفاده کنید؟

the thingamajig broke, and now i can't use it.

وسیله خراب شد و حالا نمی توانم از آن استفاده کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید