| جمع | thingies |
Can you pass me that red thingy over there?
میتوانی آن چیز قرمز را از آن طرف به من بدهی؟
I always forget where I put my keys and other small thingies.
من همیشه فراموش میکنم کلیدها و چیزهای کوچک دیگر را کجا گذاشتهام.
She's really good at fixing electronic thingies.
او در تعمیر وسایل الکترونیکی خیلی خوب است.
I need to buy some kitchen thingies like a new blender and a toaster.
من باید وسایل آشپزخانه مانند مخلوط کن و توستر جدید بخرم.
Do you have a spare USB thingy I can borrow?
آیا یک USB اضافه داری که بتوانم قرض بگیرم؟
I can't find the thingy to open this bottle.
من نمیتوانم وسیلهای را که درب این بطری را باز میکند پیدا کنم.
I have a great idea for a new thingy that could make life easier.
من یک ایده عالی برای یک وسیله جدید دارم که میتواند زندگی را آسانتر کند.
He's always tinkering with mechanical thingies in his garage.
او همیشه با وسایل مکانیکی در گاراژش ور میرود.
I need to pick up a few clothing thingies for the trip.
من باید چند وسیله لباس برای سفر بگیرم.
She loves collecting vintage thingies like old cameras and typewriters.
او عاشق جمعآوری وسایل قدیمی مانند دوربینهای عکاسی و ماشین تحریر قدیمی است.
Can you pass me that red thingy over there?
میتوانی آن چیز قرمز را از آن طرف به من بدهی؟
I always forget where I put my keys and other small thingies.
من همیشه فراموش میکنم کلیدها و چیزهای کوچک دیگر را کجا گذاشتهام.
She's really good at fixing electronic thingies.
او در تعمیر وسایل الکترونیکی خیلی خوب است.
I need to buy some kitchen thingies like a new blender and a toaster.
من باید وسایل آشپزخانه مانند مخلوط کن و توستر جدید بخرم.
Do you have a spare USB thingy I can borrow?
آیا یک USB اضافه داری که بتوانم قرض بگیرم؟
I can't find the thingy to open this bottle.
من نمیتوانم وسیلهای را که درب این بطری را باز میکند پیدا کنم.
I have a great idea for a new thingy that could make life easier.
من یک ایده عالی برای یک وسیله جدید دارم که میتواند زندگی را آسانتر کند.
He's always tinkering with mechanical thingies in his garage.
او همیشه با وسایل مکانیکی در گاراژش ور میرود.
I need to pick up a few clothing thingies for the trip.
من باید چند وسیله لباس برای سفر بگیرم.
She loves collecting vintage thingies like old cameras and typewriters.
او عاشق جمعآوری وسایل قدیمی مانند دوربینهای عکاسی و ماشین تحریر قدیمی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید