thinnesses

[ایالات متحده]/ˈθɪn.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈθɪn.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت لاغر بودن؛ حالت باریک یا لاغر بودن؛ وضعیت نازک یا باریک بودن

عبارات و ترکیب‌ها

thinnesses matter

اهمیت نازکى‌ها

thinnesses observed

نازکى‌ها مشاهده شد

thinnesses highlighted

نازکى‌ها برجسته شد

thinnesses analyzed

نازکى‌ها تحلیل شد

thinnesses explored

نازکى‌ها مورد بررسی قرار گرفت

thinnesses defined

نازکى‌ها تعریف شد

thinnesses addressed

نازکى‌ها رسیدگی شد

thinnesses evaluated

نازکى‌ها ارزیابی شد

thinnesses recognized

نازکى‌ها تشخیص داده شد

thinnesses compared

نازکى‌ها مقایسه شد

جملات نمونه

her thinnesses made her look fragile.

نازی بودن او باعث می‌شد که او شکننده به نظر برسد.

the thinnesses of the fabric affect its durability.

نازی بودن پارچه بر دوام آن تأثیر می‌گذارد.

he was criticized for his thinnesses in his argument.

او به دلیل ضعف‌های استدلالش مورد انتقاد قرار گرفت.

in some cultures, thinnesses are idealized.

در برخی فرهنگ‌ها، ناز بودن ایده‌آل است.

we need to address the thinnesses in our strategy.

ما باید نقاط ضعف استراتژی خود را برطرف کنیم.

her thinnesses were a concern for her health.

نازی بودنش برای سلامتی‌اش نگران‌کننده بود.

the thinnesses of the ice made it unsafe to walk on.

نازی بودن یخ باعث می‌شد که راه رفتن روی آن خطرناک باشد.

they discussed the thinnesses in the report.

آنها نقاط ضعف گزارش را مورد بحث قرار دادند.

her thinnesses were often a topic of conversation.

نازی بودنش اغلب موضوع بحث بود.

we must recognize the thinnesses in our performance.

ما باید نقاط ضعف عملکرد خود را تشخیص دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید