gauzy

[ایالات متحده]/'gɔːzɪ/
[بریتانیا]/ˈɡɔzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نازک و نیمه شفاف، شبیه به گاز; compar. گازتر

جملات نمونه

gauzy clouds of dandelion down;

اَبرهای نازک و پنبه‌ای از گل ختمی;

She wore a gauzy dress to the summer party.

او یک لباس نازک و حریر مانند به مهمانی تابستانی پوشید.

The curtains in the room were made of gauzy material.

پرده‌های اتاق از جنس نازک و حریر مانند ساخته شده بودند.

The soft gauzy light filtered through the trees.

نور ملایم و نازک از میان درختان عبور می‌کرد.

She used a gauzy scarf to cover her face from the sun.

او از یک روسری نازک و حریر مانند برای محافظت از صورتش در برابر آفتاب استفاده کرد.

The painting had a gauzy quality, giving it a dream-like appearance.

نقاشی دارای کیفیتی نازک و حریر مانند بود که به آن ظاهری رویایی می‌داد.

The gauzy fabric fluttered in the breeze.

پارچه نازک و حریر مانند در نسیم وزش می‌کرد.

She gazed out at the gauzy horizon, lost in thought.

او به افق نازک و حریر مانند خیره شد و در افکار خود غرق شد.

The artist used gauzy layers to create a sense of depth in the painting.

هنرمند از لایه‌های نازک و حریر مانند برای ایجاد حس عمق در نقاشی استفاده کرد.

The gauzy veil added an air of mystery to her appearance.

حجاب نازک و حریر مانند ظاهری مرموز به او بخشید.

The morning mist hung like a gauzy curtain over the valley.

مه صبحگاهی مانند یک پرده نازک و حریر مانند بر فراز دره آویزان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید