gauzy clouds of dandelion down;
اَبرهای نازک و پنبهای از گل ختمی;
She wore a gauzy dress to the summer party.
او یک لباس نازک و حریر مانند به مهمانی تابستانی پوشید.
The curtains in the room were made of gauzy material.
پردههای اتاق از جنس نازک و حریر مانند ساخته شده بودند.
The soft gauzy light filtered through the trees.
نور ملایم و نازک از میان درختان عبور میکرد.
She used a gauzy scarf to cover her face from the sun.
او از یک روسری نازک و حریر مانند برای محافظت از صورتش در برابر آفتاب استفاده کرد.
The painting had a gauzy quality, giving it a dream-like appearance.
نقاشی دارای کیفیتی نازک و حریر مانند بود که به آن ظاهری رویایی میداد.
The gauzy fabric fluttered in the breeze.
پارچه نازک و حریر مانند در نسیم وزش میکرد.
She gazed out at the gauzy horizon, lost in thought.
او به افق نازک و حریر مانند خیره شد و در افکار خود غرق شد.
The artist used gauzy layers to create a sense of depth in the painting.
هنرمند از لایههای نازک و حریر مانند برای ایجاد حس عمق در نقاشی استفاده کرد.
The gauzy veil added an air of mystery to her appearance.
حجاب نازک و حریر مانند ظاهری مرموز به او بخشید.
The morning mist hung like a gauzy curtain over the valley.
مه صبحگاهی مانند یک پرده نازک و حریر مانند بر فراز دره آویزان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید