thirsted

[ایالات متحده]/θɜːstɪd/
[بریتانیا]/θɜrstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته تشنگی
n. احساس نیاز به نوشیدنی؛ longing برای چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

thirsted for knowledge

تشنه دانش

thirsted for adventure

تشنه ماجراجویی

thirsted for freedom

تشنه آزادی

thirsted for love

تشنه عشق

thirsted for change

تشنه تغییر

thirsted for success

تشنه موفقیت

thirsted for truth

تشنه حقیقت

thirsted for peace

تشنه صلح

thirsted for power

تشنه قدرت

thirsted for justice

تشنه عدالت

جملات نمونه

after a long run, she thirsted for water.

بعد از یک دویدن طولانی، او تشنه آب بود.

he thirsted for knowledge throughout his life.

او در طول زندگی خود تشنه دانش بود.

the travelers thirsted for a cool drink in the heat.

گردشگران در گرما تشنه نوشیدنی خنک بودند.

she thirsted for adventure and new experiences.

او تشنه ماجراجویی و تجربیات جدید بود.

they thirsted for recognition after years of hard work.

آنها پس از سال‌ها تلاش سخت، تشنه به رسمیت شناختن بودند.

he thirsted for freedom after being confined for so long.

او پس از مدتی حبس، تشنه آزادی بود.

the children thirsted for stories before bedtime.

کودکان قبل از خواب تشنه داستان بودند.

she thirsted for love and companionship.

او تشنه عشق و همراهی بود.

as the sun set, they thirsted for the cool evening breeze.

همانطور که خورشید غروب می کرد، آنها تشنه نسیم خنک بعد از ظهر بودند.

he thirsted for success in his career.

او تشنه موفقیت در شغل خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید