thirstiness

[ایالات متحده]/[θɜːstənɪs]/
[بریتانیا]/[θɜːrstənɪs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس تشنگی خواستن؛ خشکی؛ تمایل یا اشتیاق بیش از حد به چیزی، اغلب به روشی دستکاری‌کننده یا طلب توجه.
adj. مشخص شده توسط یا نمایانگر تمایل به توجه یا تایید.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

thirstiness for knowledge

اشتیاق به دانش

feeling thirstiness

احساس تشنگی

thirstiness quenched

تشنگی رفع شده

extreme thirstiness

تشنگی شدید

thirstiness drives

تشنگی هدایت می‌کند

relieve thirstiness

رفع تشنگی

thirstiness arose

تشنگی ایجاد شد

fighting thirstiness

مقابله با تشنگی

thirstiness satisfied

تشنگی رفع شد

inner thirstiness

تشنگی درونی

جملات نمونه

the desert landscape amplified our thirstiness for water.

مناظر صحرا عطش ما را تشدید کرد.

he felt a deep thirstiness after the intense workout.

او بعد از تمرین شدید، عطشی عمیق احساس کرد.

her thirstiness for knowledge was truly inspiring.

عطش او برای دانش واقعاً الهام‌بخش بود.

the heatwave intensified everyone's thirstiness.

گرما عطش همه را تشدید کرد.

we quenched our thirstiness with refreshing lemonade.

ما عطش خود را با لیموناد خنک‌کننده رفع کردیم.

the long hike left us with a significant thirstiness.

پیاده‌روی طولانی ما را با عطشی قابل توجه رها کرد.

she demonstrated a thirstiness for success in her career.

او عطشی برای موفقیت در حرفه خود نشان داد.

the athlete’s thirstiness drove him to train harder.

عطش ورزشکار او را به تمرین سخت‌تر سوق داد.

a simple glass of water satisfied my thirstiness.

یک لیوان آب عطش من را رفع کرد.

the children’s thirstiness for adventure was evident.

عطش کودکان برای ماجراجویی آشکار بود.

despite the heat, she showed no signs of thirstiness.

با وجود گرما، او هیچ نشانه ای از عطش نشان نداد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید