thornier

[ایالات متحده]/ˈθɔːniə/
[بریتانیا]/ˈθɔːrniər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر خاردار; دارای خارهای زیاد; دشوار یا پیچیده; پر از موانع

عبارات و ترکیب‌ها

thornier issue

مسئله پیچیده‌تر

thornier path

مسیر پر پیچ و خم

thornier debate

بحث پیچیده‌تر

thornier relationship

رابطه پیچیده‌تر

thornier problem

مشکل پیچیده‌تر

thornier question

پرسش پیچیده‌تر

thornier situation

وضعیت پیچیده‌تر

thornier challenge

چالش پیچیده‌تر

thornier topic

موضوع پیچیده‌تر

thornier terrain

زمین پیچیده‌تر

جملات نمونه

the situation became thornier as the negotiations continued.

با ادامه مذاکرات، وضعیت پیچیده‌تر شد.

her thornier questions caught him off guard during the interview.

سوالات تند و تیز او باعث شد در طول مصاحبه غافلگیر شود.

addressing the thornier issues will require more time and effort.

رسیدگی به مسائل پیچیده تر به زمان و تلاش بیشتری نیاز دارد.

his thornier opinions often sparked heated debates.

نظرات تند و تیز او اغلب باعث بحث های داغ می شد.

the path ahead became thornier with each step we took.

با هر قدمی که بر می داشتیم، مسیر پیش رو پیچیده تر می شد.

she found the thornier aspects of the project to be the most challenging.

او جنبه های پیچیده تر پروژه را چالش برانگیزترین می دانست.

his thornier remarks often alienated his colleagues.

اظهارات تند و تیز او اغلب باعث بیگانگی با همکارانش می شد.

the discussion turned thornier when they addressed the budget cuts.

بحث زمانی تندتر شد که آنها به کاهش بودجه پرداختند.

finding a solution to the thornier problems requires collaboration.

یافتن راه حلی برای مشکلات پیچیده تر نیاز به همکاری دارد.

the thornier parts of the book were difficult to understand.

بخش های پیچیده تر کتاب فهمیدنشان دشوار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید