thoroughbred

[ایالات متحده]/'θʌrəbred/
[بریتانیا]/'θɝobrɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوان خالص نژاد (به‌ویژه اسب)؛ شخص خوب آموزش‌دیده
adj. خالص نژاد؛ خوب آموزش‌دیده؛ عالی؛ درجه یک

جملات نمونه

this is a real thoroughbred of a record.

این یک رکورد اصیل و واقعی است.

She was riding a thoroughbred horse.

او سوار یک اسب اصیل بود.

this thoroughbred car affords the luxury of three spoilers.

این خودروی اصیل، امکانات لوکس سه اسپویلر را فراهم می‌کند.

a thoroughbred soldier who weighs all contingencies

یک سرباز با نژاد اصیل که تمام احتمالات را در نظر می‌گیرد.

a shower of thoroughbred horses; a shower of great affection.

بارانی از اسب‌های اصیل؛ بارانی از محبت زیاد.

She owns a beautiful thoroughbred horse.

او صاحب یک اسب اصیل زیبا است.

Thoroughbred horses are known for their speed and agility.

اسب‌های اصیل به سرعت و چابکی خود مشهور هستند.

The jockey rode the thoroughbred to victory.

اسب‌سوار، اسب اصیل را به پیروزی رساند.

Thoroughbred racing is a popular sport around the world.

مسابقات اسب‌دوانی اصیل یک ورزش محبوب در سراسر جهان است.

The farm specializes in breeding thoroughbred horses.

این مزرعه در پرورش اسب‌های اصیل تخصص دارد.

The auction featured several high-quality thoroughbred foals.

این حراجی شامل چندین کره اسب اصیل با کیفیت بالا بود.

Thoroughbred bloodlines can be traced back for generations.

ریشه های خونی اصیل را می توان برای نسل ها ردیابی کرد.

He dreams of owning a champion thoroughbred one day.

او رویای داشتن یک اسب اصیل قهرمان را یک روز در سر دارد.

The veterinarian examined the thoroughbred for any injuries.

دامپزشک اسب اصیل را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.

Thoroughbred breeding requires careful selection and planning.

پرورش اصیل نیاز به انتخاب و برنامه ریزی دقیق دارد.

نمونه‌های واقعی

Thoroughbred horse production is tightly controlled.

تولید اسب‌های اصیل تروترا برد به شدت کنترل می‌شود.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American January 2021 Collection

Unlike horse-racing, the contest is not restricted to thoroughbreds.

برخلاف مسابقات اسب‌دوانی، این مسابقه به اسب‌های اصیل تروترا محدود نمی‌شود.

منبع: The Economist - Technology

The Belmont is one of three major races for three-year-old thoroughbred horses in the United States.

بلмонт یکی از سه مسابقه اصلی برای اسب‌های اصیل تروترا سه ساله در ایالات متحده است.

منبع: VOA Special English: World

Matching them against D-Wave's machine is, then, a bit like racing a carthorse against a thoroughbred.

بنابراین، مقایسه آنها با دستگاه D-Wave کمی شبیه مسابقه دادن یک اسب کارگر با یک اسب اصیل تروترا است.

منبع: The Economist - Technology

But they knew instinctively, as they knew thoroughbred horses from scrubs, that he was not of their class.

اما آنها به طور غریزی می‌دانستند، همانطور که اسب‌های اصیل تروترا را از اسب‌های معمولی تشخیص می‌دادند، که او در سطح آنها نبود.

منبع: Gone with the Wind

There would be burnished, stick-legged thoroughbreds, their jockeys in billowing bright silks, careening past.

اسب‌های اصیل تروترا با اندام باریک و براق، سوارکارانشان با لباس‌های ابریشمی روشن، با سرعت از کنارشان عبور می‌کردند.

منبع: Me Before You

A thoroughbred's parents are the same kind of horse.

والدین یک اسب اصیل تروترا از همان نوع اسب هستند.

منبع: 2009 English Cafe

A " thoroughbred" is a horse that is a pure " breed, " or type.

یک "اسب اصیل تروترا" اسبی است که از یک "نژاد" یا نوع خالص است.

منبع: 2009 English Cafe

There's no denying, like the absolute beauty of a thoroughbred racehorse.

هیچ ابهامی وجود ندارد، مانند زیبایی مطلق یک اسب مسابقه اصیل تروترا.

منبع: Financial Times Podcast

Hal became quite obsessed with thoroughbreds.

هال کاملاً به اسب‌های اصیل تروترا علاقه مند شد.

منبع: The movie of Qiu Qiu.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید