a cadaverous mongrel picking through the garbage.
یک سگ ولگرد استخوانی که در سطل زباله دنبال غذا میگشت.
The English word “television” is a mongrel because “tele” comes from Greek and “vision” from Latin.
کلمه انگلیسی «تلویزیون» یک سگ ولگرد است زیرا «تله» از یونانی و «ویزیون» از لاتین گرفته شده است.
The stray dog was a mongrel with a mix of different breeds.
سگ ولگرد یک سگ ولگرد با ترکیبی از نژادهای مختلف بود.
He adopted a cute mongrel puppy from the shelter.
او یک توله سگ ولگرد دوست داشتنی را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.
The mongrel's behavior showed traits from various dog breeds.
رفتار سگ ولگرد نشان دهنده ویژگی هایی از نژادهای مختلف سگ بود.
She loves her mongrel cat despite its mixed heritage.
او با وجود پیشینه مختلطش، عاشق گربه ولگردش است.
The mongrel dog had a friendly disposition towards everyone.
سگ ولگرد رفتاری دوستانه نسبت به همه داشت.
The mongrel's appearance was a unique blend of different characteristics.
ظاهر سگ ولگرد ترکیبی منحصر به فرد از ویژگی های مختلف بود.
They found a lost mongrel wandering the streets.
آنها یک سگ ولگرد گم شده را در خیابان ها سرگردان یافتند.
The mongrel puppy had a playful and energetic nature.
توله سگ ولگرد ذات بازیگوش و پرانرژی داشت.
Despite being a mongrel, the dog had a loyal and loving heart.
با وجود اینکه سگ ولگرد بود، سگ قلبی وفادار و مهربان داشت.
The mongrel's mixed heritage gave it a unique charm.
پیشینه مختلط سگ ولگرد به آن جذابیت منحصر به فردی بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید