threadfin

[ایالات متحده]/ˈθrɛd.fɪn/
[بریتانیا]/ˈθrɛd.fɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هر یک از چندین ماهی با باله‌های کشیده، به ویژه گونه‌های خانواده Polynemidae
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

threadfin fish

ماهی تیغ‌تیغ

threadfin bream

سنگ‌خار تیغ‌تیغ

threadfin salmon

قزل‌آلا تیغ‌تیغ

threadfin mullet

سنگدیو تیغ‌تیغ

threadfin shad

سنگسار تیغ‌تیغ

threadfin species

گونه‌های ماهی تیغ‌تیغ

threadfin population

جمعیت ماهی تیغ‌تیغ

threadfin habitat

زیستگاه ماهی تیغ‌تیغ

threadfin catch

صید ماهی تیغ‌تیغ

threadfin behavior

رفتار ماهی تیغ‌تیغ

جملات نمونه

the threadfin fish is known for its delicate flavor.

ماهی تردفین به دلیل طعم لطیفش شناخته شده است.

many chefs prefer using threadfin in their seafood dishes.

بسیاری از سرآشپزها ترجیح می دهند از تردفین در غذاهای دریایی خود استفاده کنند.

threadfin is often found in tropical waters.

تردفین اغلب در آب های استوایی یافت می شود.

we caught a large threadfin during our fishing trip.

ما یک تردفین بزرگ را در سفر ماهیگیری خود صید کردیم.

threadfin can be grilled or steamed for a healthy meal.

تردفین را می توان برای یک وعده غذایی سالم گریل یا بخارپز کرد.

in some cultures, threadfin is considered a delicacy.

در برخی فرهنگ ها، تردفین به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می شود.

threadfin is rich in omega-3 fatty acids.

تردفین سرشار از اسیدهای چرب امگا 3 است.

fishing for threadfin requires specific techniques.

ماهیگیری برای تردفین نیاز به تکنیک های خاص دارد.

threadfin is often served with rice and vegetables.

تردفین اغلب با برنج و سبزیجات سرو می شود.

threadfin populations are monitored to ensure sustainability.

جمعیت تردفین برای اطمینان از پایداری مورد نظارت قرار می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید