threateningly

[ایالات متحده]/'θretəniŋli/
[بریتانیا]/ˈ θr ɛtənɪ ŋlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که خطر یا آسیب را پیشنهاد می‌کند; به روشی که احساس ترس یا اجبار را منتقل می‌کند; به روشی که ممکن است مضر یا خطرناک باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

glaring threateningly

نگاه خیره کننده و تهدید آمیز

speaking threateningly

با تهدید صحبت کردن

gesturing threateningly

حرکات تهدید آمیز

جملات نمونه

The man glared at her threateningly.

مرد با حالتی تهدیدآمیز به او خیره شد.

She spoke to him threateningly, warning him to stay away.

او با حالتی تهدیدآمیز با او صحبت کرد و به او هشدار داد که دور بماند.

The dog growled threateningly at the stranger.

سگ با حالتی تهدیدآمیز به غریبه غرغر کرد.

He raised his fist threateningly, ready to defend himself.

او با حالتی تهدیدآمیز مشتش را بالا آورد و آماده دفاع از خود بود.

The dark clouds loomed threateningly over the city skyline.

ابر‌های تیره با حالتی تهدیدآمیز بر بالای خط افق شهر ظاهر شدند.

The boss stared at the employee threateningly, making him nervous.

رئیس با حالتی تهدیدآمیز به کارمند خیره شد و او را عصبی کرد.

The criminal approached the victim threateningly, demanding money.

جنایتکار با حالتی تهدیدآمیز به قربانی نزدیک شد و پول خواست.

The politician's speech was filled with threateningly aggressive language.

سخنرانی سیاستمدار مملو از لحن تهاجمی و تهدیدآمیز بود.

The thunder rumbled threateningly in the distance.

رعد و برق با حالتی تهدیدآمیز در دوردست‌ها برخاست.

The teacher glared threateningly at the misbehaving student.

معلم با حالتی تهدیدآمیز به دانش‌آموز بدرفتار خیره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید