throttlings

[ایالات متحده]/ˈθrɒt.lɪŋz/
[بریتانیا]/ˈθrɔː.tlɪŋz/

ترجمه

n. عمل تنظیم یا کنترل جریان چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

network throttlings

تراکنش‌های محدود شبکه

data throttlings

تراکنش‌های محدود داده

system throttlings

تراکنش‌های محدود سیستم

service throttlings

تراکنش‌های محدود سرویس

bandwidth throttlings

تراکنش‌های محدود پهنای باند

traffic throttlings

تراکنش‌های محدود ترافیک

api throttlings

تراکنش‌های محدود API

connection throttlings

تراکنش‌های محدود اتصال

upload throttlings

تراکنش‌های محدود بارگذاری

download throttlings

تراکنش‌های محدود دانلود

جملات نمونه

the throttlings of the engine were noticeable during the test.

گوش دادن به محدودیت‌های موتور در طول آزمایش قابل توجه بود.

throttlings can lead to inefficiencies in the system.

محدودیت‌ها می‌توانند منجر به ناکارآمدی در سیستم شوند.

we need to monitor the throttlings to ensure optimal performance.

ما باید محدودیت‌ها را برای اطمینان از عملکرد بهینه رصد کنیم.

excessive throttlings can cause overheating.

محدودیت بیش از حد می‌تواند باعث گرم شدن بیش از حد شود.

the engineer adjusted the settings to reduce throttlings.

مهندس تنظیمات را برای کاهش محدودیت‌ها تنظیم کرد.

throttlings in the pipeline affected the flow rate.

محدودیت‌ها در خط لوله بر نرخ جریان تأثیر گذاشت.

understanding throttlings is crucial for system optimization.

درک محدودیت‌ها برای بهینه‌سازی سیستم بسیار مهم است.

we analyzed the throttlings during peak usage hours.

ما محدودیت‌ها را در ساعات اوج مصرف تجزیه و تحلیل کردیم.

throttlings can be a sign of underlying issues.

محدودیت‌ها می‌توانند نشانه‌ای از مشکلات اساسی باشند.

the report highlighted the impact of throttlings on efficiency.

گزارش تأثیر محدودیت‌ها بر کارایی را برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید