throwster

[ایالات متحده]/ˈθrəʊstə/
[بریتانیا]/ˈθroʊstər/

ترجمه

n. شخصی که ابریشم یا الیاف را می‌پیچد؛ قمارباز
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

throwster competition

مسابقه پرتابگر

throwster skills

مهارت‌های پرتابگر

throwster training

آموزش پرتابگر

throwster event

رویداد پرتابگر

throwster performance

عملکرد پرتابگر

throwster team

تیم پرتابگر

throwster challenge

چالش پرتابگر

throwster league

لیگ پرتابگر

throwster strategy

استراتژی پرتابگر

throwster title

عنوان پرتابگر

جملات نمونه

the throwster skillfully crafted the perfect yarn.

صاحب‌دست با مهارت، کاموای بی‌نقص را با دقت ساخت.

as a throwster, she understood the importance of quality materials.

به عنوان صاحب‌دست، او اهمیت مواد با کیفیت را درک کرد.

the throwster demonstrated various techniques at the workshop.

صاحب‌دست تکنیک‌های مختلف را در کارگاه به نمایش گذاشت.

many throwsters work in textile factories around the country.

بسیاری از صاحب‌دست‌ها در کارخانه‌های نساجی در سراسر کشور کار می‌کنند.

her dream was to become a renowned throwster in the industry.

رویای او این بود که به یک صاحب‌دست مشهور در صنعت تبدیل شود.

the throwster's attention to detail made a significant difference.

توجه صاحب‌دست به جزئیات تفاوت قابل توجهی ایجاد کرد.

throwsters often collaborate with designers to create unique fabrics.

صاحب‌دست‌ها اغلب با طراحان برای ایجاد پارچه‌های منحصربه‌فرد همکاری می‌کنند.

he learned the trade from his father, a skilled throwster.

او این حرفه را از پدرش، یک صاحب‌دست ماهر، یاد گرفت.

the throwster explained the process of dyeing yarns.

صاحب‌دست فرآیند رنگرزی کاموا را توضیح داد.

throwsters play a crucial role in the textile production chain.

صاحب‌دست‌ها نقش مهمی در زنجیره تولید نساجی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید