thrower

[ایالات متحده]/'θrəuə/
[بریتانیا]/ˈ θroɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که پرتاب می‌کند
کسی که حلقه‌های روغن پرتاب می‌کند
کارگری که خاک سفال را شکل می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

discus thrower

پرتاب‌گران دیسک

shot put thrower

پرتاب‌گران وزنه

javelin thrower

پرتاب‌گران نیزه

جملات نمونه

The infantry were equipped with flame throwers.

نیروی پیاده منتظر با پرتابنده های آتش مجهز بودند.

The flame-thrower jetted out flames.

دود افکن شعله هایی را بیرون زد.

He's the best javelin thrower in U.S. history, having medaled at the 2007 World Championships (the Scandinavians rule the sport).

او بهترین پرتاب‌کننده نیزه در تاریخ ایالات متحده است، زیرا در مسابقات جهانی 2007 مدال کسب کرده است (اسکاندیناوی‌ها بر این ورزش حکومت می‌کنند).

Harpoons and other fishing tackle appear at 18,000 years ago, as do bone spear throwers, or atlatls.

نیزه‌ها و سایر وسایل ماهیگیری تقریباً ۱۸۰۰۰ سال پیش ظاهر شدند، مانند پرتاب‌کننده‌های نیزه استخوانی یا آتل‌تل.

A player peeling off at the front of the lineout can do so as soon as the ball leaves the throwers hands.

یک بازیکن که در ابتدای خط در حال جدا شدن است، می تواند این کار را به محض خروج توپ از دست پرتاب کننده انجام دهد.

The reverse side of the Olympic note features the ancient Greek marble statue of a discus-thrower, Discobolus, portraits of athletes and the numerals "2008".

طرف دیگر یادداشت المپیک دارای مجسمه مرمر باستانی یونان باستان از یک پرتاب‌کننده دیسک، دیسکوبولوس، پرتره‌های ورزشکاران و ارقام "2008" است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید