thrumming sound
صدای ضربان
thrumming heart
قلب ضرباندار
thrumming bass
بیس ضرباندار
thrumming engine
موتور ضرباندار
thrumming rhythm
ریتم ضرباندار
thrumming pulse
نبض ضرباندار
thrumming noise
صدای ضرباندار
thrumming wires
سیمهای ضرباندار
thrumming strings
رشتههای ضرباندار
thrumming crowd
جمعیت ضرباندار
the music was thrumming in the background as we danced.
موسیقی در پسزمینه در حال لرزش بود، در حالی که میرقصیدیم.
he could feel the thrumming of the engine beneath him.
او میتوانست لرزش موتور را در زیر خود احساس کند.
the city was alive with the thrumming of activity.
شهر مملو از لرزش فعالیت بود.
her heart was thrumming with excitement before the performance.
قلبش قبل از اجرا با هیجان میلرزید.
they could hear the thrumming of the drums from afar.
آنها میتوانستند صدای لرزش طبلها را از دور بشنوند.
the thrumming of the bass added depth to the song.
لرزش بیس، عمق بیشتری به آهنگ بخشید.
as the storm approached, the wind began thrumming against the windows.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، باد شروع به لرزیدن در برابر پنجرهها کرد.
she found comfort in the thrumming of the train on the tracks.
او آرامش را در لرزش قطار روی ریلها یافت.
the thrumming of the guitar filled the room with energy.
لرزش گیتار اتاق را با انرژی پر کرد.
he could hear the thrumming of his own heartbeat in the silence.
او میتوانست صدای ضربان قلب خود را در سکوت بشنود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید