opposable

[ایالات متحده]/əˈpəʊ.zə.bəl/
[بریتانیا]/əˈpoʊ.zə.bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل مقابله یا مقایسه

عبارات و ترکیب‌ها

opposable thumb

انگشت شست

opposable digits

انگشتان مخالف

opposable grip

گرفتن مخالف

opposable hands

دست‌های مخالف

opposable features

ویژگی‌های مخالف

opposable joints

مفاصل مخالف

opposable claws

پنجه‌های مخالف

opposable limbs

اندام‌های مخالف

opposable structure

ساختار مخالف

opposable position

موقعیت مخالف

جملات نمونه

humans have opposable thumbs that allow for better grip.

انسان‌ها انگشت‌های شست مخالف دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد تا گرفتن بهتری داشته باشند.

many primates also possess opposable digits for climbing.

بسیاری از ح Primates همچنین انگشتان مخالف برای بالا رفتن دارند.

opposable fingers are essential for tool use.

انگشتان شست مخالف برای استفاده از ابزارها ضروری هستند.

some animals have evolved opposable traits for survival.

برخی از حیوانات ویژگی‌های مخالف را برای بقا تکامل داده‌اند.

opposable thumbs are a key feature of human evolution.

انگشت‌های شست مخالف یک ویژگی کلیدی در تکامل انسان هستند.

without opposable thumbs, our dexterity would be limited.

بدون انگشت‌های شست مخالف، چابکی ما محدود خواهد بود.

the design of the robot includes opposable grippers.

طراحی ربات شامل گیره‌های مخالف است.

opposable limbs are advantageous in many species.

اندام‌های شست مخالف در بسیاری از گونه‌ها مفید هستند.

birds have developed opposable toes to grasp branches.

پرندگان پنجه‌های شست مخالف را برای گرفتن شاخه‌ها توسعه داده‌اند.

opposable digits enable complex hand movements.

انگشتان شست مخالف امکان حرکات دست پیچیده را فراهم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید