thumbnailing

[ایالات متحده]/'θʌmneɪl/
[بریتانیا]/'θʌmnel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نمای کوچک یا تصویر مینیاتوری
adj. بسیار کوچک یا فشرده در اندازه، بسیار کوتاه

عبارات و ترکیب‌ها

thumbnail image

تصویر کوچک

جملات نمونه

thumbnail images which are hyperlinked to a larger image.

تصاویر کوچک پیش‌نمایش که به تصویر بزرگتری پیوند داده شده‌اند.

The thumbnail of the video caught my attention.

تصویر کوچک ویدیو توجه من را جلب کرد.

I always check the thumbnail before clicking on a video.

من همیشه قبل از کلیک کردن روی یک ویدیو، تصویر کوچک را بررسی می‌کنم.

She created a custom thumbnail for her YouTube channel.

او یک تصویر کوچک سفارشی برای کانال یوتیوب خود ایجاد کرد.

The thumbnail image was blurry and hard to see.

تصویر کوچک تار بود و به سختی می‌توانستید آن را ببینید.

The thumbnail size can be adjusted in the settings.

می‌توانید اندازه تصویر کوچک را در تنظیمات تنظیم کنید.

He used a close-up shot for the thumbnail of his blog post.

او از یک نمای نزدیک برای تصویر کوچک پست وبلاگ خود استفاده کرد.

The thumbnail of the product on the website was misleading.

تصویر کوچک محصول در وب سایت گمراه کننده بود.

The thumbnail gallery displayed a preview of each image.

گالری تصاویر کوچک، پیش‌نمایشی از هر تصویر را نشان می‌داد.

The thumbnail images loaded slowly on the webpage.

تصاویر کوچک به آرامی در صفحه وب بارگذاری شدند.

She accidentally deleted the thumbnail for her presentation.

او به طور تصادفی تصویر کوچک ارائه‌اش را حذف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید