thumbnuts

[ایالات متحده]/ˈθʌmnʌt/
[بریتانیا]/ˈθʌmnʌt/

ترجمه

n. پیچ پره یا پیچ بال برای محکم کردن اشیاء

عبارات و ترکیب‌ها

thumbnut adjustment

تنظیم مهره شست

thumbnut fastener

اتصال دهنده مهره شست

thumbnut wrench

آچار مهره شست

thumbnut size

اندازه مهره شست

thumbnut grip

گرفتن مهره شست

thumbnut design

طراحی مهره شست

thumbnut installation

نصب مهره شست

thumbnut removal

برداشتن مهره شست

thumbnut assembly

مونتاژ مهره شست

thumbnut tool

ابزار مهره شست

جملات نمونه

the thumbnut was loose, causing the machine to vibrate.

مهره شل بود که باعث لرزش دستگاه شد.

make sure to tighten the thumbnut before operating the equipment.

قبل از راه اندازی تجهیزات، حتماً مهره را محکم کنید.

he used a thumbnut to secure the panel in place.

او از یک مهره برای محکم کردن پنل در جای خود استفاده کرد.

the thumbnut design allows for easy adjustments.

طراحی مهره امکان تنظیمات آسان را فراهم می کند.

she replaced the old thumbnut with a new one.

او مهره قدیمی را با یک مهره جدید جایگزین کرد.

check if the thumbnut is properly fastened.

بررسی کنید که آیا مهره به درستی محکم شده است.

using a thumbnut can simplify the assembly process.

استفاده از مهره می تواند فرآیند مونتاژ را ساده کند.

the technician adjusted the thumbnut to improve performance.

تکنسین مهره را برای بهبود عملکرد تنظیم کرد.

he prefers thumbnuts over traditional nuts for convenience.

او به دلیل راحتی، مهره ها را بر روی آجیل های سنتی ترجیح می دهد.

the thumbnut broke during the installation.

مهره در هنگام نصب شکست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید