thunderhead

[ایالات متحده]/ˈθʌndəhɛd/
[بریتانیا]/ˈθʌndərhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تشکیل ابر مرتبط با طوفان‌های رعد و برق؛ ابر کومولونیمبوس، که اغلب قبل از طوفان‌ها دیده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dark thunderhead

رعد‌آسمان تیره

stormy thunderhead

رعد‌آسمان طوفانی

fluffy thunderhead

رعد‌آسمان پف‌دار

thunderhead clouds

ابر رعد‌آسمان

towering thunderhead

رعد‌آسمان بلند

rolling thunderhead

رعد‌آسمان غلت‌زن

thunderhead formation

تشکیل رعد‌آسمان

massive thunderhead

رعد‌آسمان بزرگ

isolated thunderhead

رعد‌آسمان جدا شده

thunderhead development

توسعه رعد‌آسمان

جملات نمونه

he looked like a complete thunderhead during the meeting.

او در طول جلسه مانند یک ابر رعد کامل به نظر می‌رسید.

the thunderhead loomed ominously over the horizon.

ابر رعد به طور شوم بالای افق ظاهر شد.

she felt like a thunderhead after receiving the bad news.

او بعد از دریافت خبر بد احساس کرد که مانند یک ابر رعد است.

the thunderhead brought a sudden change in weather.

ابر رعد تغییر ناگهانی در آب و هوا ایجاد کرد.

he was a thunderhead, always causing trouble.

او یک ابر رعد بود، همیشه باعث ایجاد دردسر می‌شد.

the thunderhead burst open, releasing heavy rain.

ابر رعد پاره شد و باران شدید آزاد کرد.

a thunderhead can signal an approaching storm.

یک ابر رعد می‌تواند نشانه‌ای از نزدیک شدن طوفان باشد.

she felt like a thunderhead, filled with pent-up emotions.

او احساس کرد که مانند یک ابر رعد است، سرشار از احساسات سرکوب شده.

the children watched the thunderhead form in the sky.

کودکان تماشاگر شکل‌گیری ابر رعد در آسمان بودند.

he was acting like a thunderhead, not thinking clearly.

او مانند یک ابر رعد رفتار می‌کرد، به وضوح فکر نمی‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید