ticketing

[ایالات متحده]/ˈtɪkɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɪkɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل فروش یا صدور بلیط‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

ticketing system

سیستم بلیط‌فروشی

ticketing service

خدمات بلیط فروشی

ticketing platform

پلتفرم بلیط فروشی

ticketing software

نرم‌افزار بلیط فروشی

ticketing process

فرآیند بلیط فروشی

ticketing options

گزینه‌های بلیط فروشی

ticketing fees

هزینه‌های بلیط فروشی

ticketing agency

آژانس بلیط فروشی

ticketing policies

سیاست‌های بلیط فروشی

ticketing solutions

راهکارهای بلیط فروشی

جملات نمونه

the ticketing system crashed during the concert.

سیستم بلیط‌فروشی در حین کنسرت دچار خرابی شد.

she works in the ticketing department of the airline.

او در بخش بلیط‌فروشی شرکت هواپیمایی کار می‌کند.

online ticketing has made purchasing easier.

بلیط‌فروشی آنلاین خرید بلیط را آسان‌تر کرده است.

he is responsible for ticketing at the event.

او مسئول بلیط‌فروشی در این رویداد است.

they offer a mobile ticketing option for convenience.

آنها یک گزینه بلیط‌فروشی موبایلی برای راحتی ارائه می‌دهند.

ticketing errors can lead to customer dissatisfaction.

اشتباهات بلیط‌فروشی می‌تواند منجر به نارضایتی مشتری شود.

we need to streamline our ticketing process.

ما باید فرآیند بلیط‌فروشی خود را ساده کنیم.

the ticketing agent helped us find the best seats.

عامل بلیط‌فروشی به ما کمک کرد تا بهترین صندلی‌ها را پیدا کنیم.

automated ticketing machines are available at the station.

دستگاه‌های بلیط‌فروشی خودکار در ایستگاه در دسترس هستند.

he prefers using the ticketing app on his phone.

او ترجیح می‌دهد از برنامه بلیط‌فروشی در تلفن همراه خود استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید