nervous tics
تیک های عصبی
motor tics
تیک های حرکتی
vocal tics
تیک های صوتی
facial tics
تیک های صورت
tic disorders
اختلالات حرکتی
chronic tics
تیک های مزمن
simple tics
تیک های ساده
complex tics
تیک های پیچیده
tic symptoms
علائم تیک
tics management
مدیریت تیک ها
she has developed some nervous tics.
او برخی از تیک های عصبی ایجاد کرده است.
he often fidgets with his hands due to his tics.
او اغلب به دلیل تیک هایش با دست هایش بازی می کند.
tics can sometimes be managed with therapy.
گاهی اوقات می توان با درمان تیک ها را کنترل کرد.
children with tics may need extra support at school.
کودکانی که دچار تیک هستند ممکن است در مدرسه به حمایت بیشتری نیاز داشته باشند.
she tries to hide her tics when she is in public.
او سعی می کند تیک های خود را در حضور عموم پنهان کند.
understanding the triggers of tics is important.
درک عوامل تحریک کننده تیک ها مهم است.
tics can be a symptom of tourette syndrome.
تیک ها می توانند نشانه ای از سندرم توریت باشند.
he often jokes about his tics to lighten the mood.
او اغلب برای تلطیف فضا در مورد تیک هایش شوخی می کند.
some people with tics find relief through medication.
برخی از افراد مبتلا به تیک با مصرف دارو تسکین می یابند.
awareness about tics can help reduce stigma.
آگاهی در مورد تیک ها می تواند به کاهش انگ کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید