tieless shoes
کفشهای بدون بند
tieless design
طراحی بدون بند
tieless style
استایل بدون بند
tieless fashion
مد بدون بند
tieless sneakers
کفشهای ورزشی بدون بند
tieless slip-ons
کفشهای اسلیپآن بدون بند
tieless options
گزینههای بدون بند
tieless footwear
کفشهای بدون بند
tieless comfort
راحتی بدون بند
tieless closures
بستهای بدون بند
she felt tieless after the long meeting.
او بعد از جلسه طولانی احساس بیحوصلگی کرد.
his tieless attitude made the situation worse.
حالت بیتفاوت او باعث بدتر شدن شرایط شد.
the tieless discussion failed to engage the audience.
بحث بیروح نتوانست مخاطبان را درگیر کند.
they left the tieless party early.
آنها مهمانی بیروح را زودتر ترک کردند.
the movie was so tieless that i fell asleep.
فیلم آنقدر بیروح بود که من به خواب رفتم.
her tieless response surprised everyone.
پاسخ بیروح او همه را شگفتزده کرد.
he found the lecture tieless and uninspiring.
او سخنرانی را بیروح و بیانگیزه یافت.
the book was too tieless to finish.
کتاب آنقدر بیروح بود که نتوانستم آن را تمام کنم.
they had a tieless conversation about the weather.
آنها یک مکالمه بیروح در مورد هوا داشتند.
after a tieless day at work, he wanted to relax.
بعد از یک روز بیروح در محل کار، او میخواست استراحت کند.
tieless shoes
کفشهای بدون بند
tieless design
طراحی بدون بند
tieless style
استایل بدون بند
tieless fashion
مد بدون بند
tieless sneakers
کفشهای ورزشی بدون بند
tieless slip-ons
کفشهای اسلیپآن بدون بند
tieless options
گزینههای بدون بند
tieless footwear
کفشهای بدون بند
tieless comfort
راحتی بدون بند
tieless closures
بستهای بدون بند
she felt tieless after the long meeting.
او بعد از جلسه طولانی احساس بیحوصلگی کرد.
his tieless attitude made the situation worse.
حالت بیتفاوت او باعث بدتر شدن شرایط شد.
the tieless discussion failed to engage the audience.
بحث بیروح نتوانست مخاطبان را درگیر کند.
they left the tieless party early.
آنها مهمانی بیروح را زودتر ترک کردند.
the movie was so tieless that i fell asleep.
فیلم آنقدر بیروح بود که من به خواب رفتم.
her tieless response surprised everyone.
پاسخ بیروح او همه را شگفتزده کرد.
he found the lecture tieless and uninspiring.
او سخنرانی را بیروح و بیانگیزه یافت.
the book was too tieless to finish.
کتاب آنقدر بیروح بود که نتوانستم آن را تمام کنم.
they had a tieless conversation about the weather.
آنها یک مکالمه بیروح در مورد هوا داشتند.
after a tieless day at work, he wanted to relax.
بعد از یک روز بیروح در محل کار، او میخواست استراحت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید