cash tills
دستگاههای صندوق
open tills
باز کردن دستگاههای صندوق
close tills
بستن دستگاههای صندوق
tills drawer
جعبه دستگاه صندوق
tills system
سیستم دستگاه صندوق
tills operator
اپراتور دستگاه صندوق
tills balance
تراز دستگاه صندوق
tills report
گزارش دستگاه صندوق
tills management
مدیریت دستگاههای صندوق
tills software
نرمافزار دستگاه صندوق
he counted the money in the tills carefully.
او پول داخل صندوقها را با دقت شمرد.
the shop usually closes its tills at 9 pm.
فروشگاه معمولاً صندوقهای خود را ساعت 9 شب میبندد.
she organized the tills before the busy holiday season.
او قبل از فصل تعطیلات شلوغ، صندوقها را مرتب کرد.
they installed new tills to improve efficiency.
آنها صندوقهای جدیدی نصب کردند تا کارایی را بهبود بخشند.
he forgot to lock the tills after closing.
او بعد از بستن فراموش کرد که صندوقها را قفل کند.
many stores are switching to digital tills.
بسیاری از مغازهها در حال تغییر به صندوقهای دیجیتال هستند.
the tills were overflowing with cash during the sale.
صندوقها در طول حراج با پول نقد سرریز شده بودند.
she has experience managing tills in retail.
او تجربه مدیریت صندوقها در خرده فروشی دارد.
he quickly processed the transactions at the tills.
او به سرعت تراکنشها را در صندوقها انجام داد.
they trained staff on how to operate the tills.
آنها به کارکنان آموزش دادند که چگونه صندوقها را کار کنند.
cash tills
دستگاههای صندوق
open tills
باز کردن دستگاههای صندوق
close tills
بستن دستگاههای صندوق
tills drawer
جعبه دستگاه صندوق
tills system
سیستم دستگاه صندوق
tills operator
اپراتور دستگاه صندوق
tills balance
تراز دستگاه صندوق
tills report
گزارش دستگاه صندوق
tills management
مدیریت دستگاههای صندوق
tills software
نرمافزار دستگاه صندوق
he counted the money in the tills carefully.
او پول داخل صندوقها را با دقت شمرد.
the shop usually closes its tills at 9 pm.
فروشگاه معمولاً صندوقهای خود را ساعت 9 شب میبندد.
she organized the tills before the busy holiday season.
او قبل از فصل تعطیلات شلوغ، صندوقها را مرتب کرد.
they installed new tills to improve efficiency.
آنها صندوقهای جدیدی نصب کردند تا کارایی را بهبود بخشند.
he forgot to lock the tills after closing.
او بعد از بستن فراموش کرد که صندوقها را قفل کند.
many stores are switching to digital tills.
بسیاری از مغازهها در حال تغییر به صندوقهای دیجیتال هستند.
the tills were overflowing with cash during the sale.
صندوقها در طول حراج با پول نقد سرریز شده بودند.
she has experience managing tills in retail.
او تجربه مدیریت صندوقها در خرده فروشی دارد.
he quickly processed the transactions at the tills.
او به سرعت تراکنشها را در صندوقها انجام داد.
they trained staff on how to operate the tills.
آنها به کارکنان آموزش دادند که چگونه صندوقها را کار کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید