tilth

[ایالات متحده]/tɪlθ/
[بریتانیا]/tɪlθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آماده‌سازی خاک برای کشت محصولات؛ حالت شخم‌زنی

عبارات و ترکیب‌ها

good tilth

خاک حاصلخیز

fine tilth

خاک خوب

loose tilth

خاک شل

rich tilth

خاک غنی

soil tilth

خاک حاصلخیزی

tilth preparation

آماده‌سازی خاک

tilth level

سطح حاصلخیزی

tilth management

مدیریت حاصلخیزی

ideal tilth

حاصلخیزی ایده آل

tilth quality

کیفیت حاصلخیزی

جملات نمونه

the farmer worked hard to improve the tilth of his soil.

کشیش سخت تلاش کرد تا حاصلخیزی خاک خود را بهبود بخشد.

good tilth is essential for healthy crop growth.

خاک حاصلخیز برای رشد سالم محصول ضروری است.

they tested the tilth before planting the seeds.

آنها قبل از کاشتن بذرها حاصلخیزی خاک را آزمایش کردند.

proper tillage improves the tilth of the land.

شخم مناسب حاصلخیزی زمین را بهبود می بخشد.

he learned about tilth during his agricultural studies.

او در طول تحصیلات کشاورزی خود در مورد حاصلخیزی خاک یاد گرفت.

maintaining good tilth helps prevent soil erosion.

حفظ حاصلخیزی خاک به جلوگیری از فرسایش خاک کمک می کند.

the tilth of the garden was perfect for planting vegetables.

حاصلخیزی باغ برای کاشت سبزیجات عالی بود.

farmers often discuss tilth at agricultural fairs.

کشاورزان اغلب در نمایشگاه های کشاورزی در مورد حاصلخیزی خاک بحث می کنند.

improving tilth can lead to better yields.

بهبود حاصلخیزی خاک می تواند منجر به افزایش عملکرد شود.

she focused on enhancing the tilth of her backyard garden.

او بر بهبود حاصلخیزی باغ پشتیما خود تمرکز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید