timbale

[ایالات متحده]/ˈtɪm.beɪl/
[بریتانیا]/ˈtɪm.bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی که از گوشت، ماهی، یا سبزیجات در یک ظرف به شکل بشکه پخته شده است
Word Forms
جمعtimbales

عبارات و ترکیب‌ها

timbale dish

ظرف تیمبال

timbale mold

قالب تیمبال

timbale recipe

دستور تهیه تیمبال

timbale filling

مواد پرکننده تیمبال

timbale pastry

خمیر تیمبال

timbale presentation

ارائه تیمبال

timbale style

سبک تیمبال

timbale serving

سرو تیمبال

timbale layer

لایه تیمبال

timbale technique

تکنیک تیمبال

جملات نمونه

the chef prepared a delicious timbale for the guests.

سرآشپز یک تیمبال خوشمزه برای مهمانان آماده کرد.

she served the timbale with a side of fresh vegetables.

او تیمبال را با کنار سبزیجات تازه سرو کرد.

we learned how to make a seafood timbale in cooking class.

ما یاد گرفتیم چگونه یک تیمبال دریایی در کلاس آشپزی درست کنیم.

the timbale was beautifully presented at the banquet.

تیمبال به زیبایی در ضیافت ارائه شد.

he enjoyed a rich chocolate timbale for dessert.

او از یک تیمبال شکلات غنی به عنوان دسر لذت برد.

timballo is another name for a savory timbale in italian cuisine.

تیمبالو نام دیگری برای یک تیمبال خوش طعم در آشپزی ایتالیایی است.

they used a mold to shape the timbale before baking.

آنها از یک قالب برای شکل دادن به تیمبال قبل از پختن استفاده کردند.

a vegetable timbale can be a great vegetarian option.

یک تیمبال سبزیجات می تواند گزینه گیاهخواری خوبی باشد.

she garnished the timbale with herbs for extra flavor.

او تیمبال را با گیاهان دارویی برای طعم بیشتر تزئین کرد.

timbale can be served warm or chilled, depending on the recipe.

تیمبال را می توان گرم یا سرد، بسته به دستور غذا، سرو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید