tink

[ایالات متحده]/tɪŋk/
[بریتانیا]/tɪŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صدای زنگ زدن ایجاد کردن
n. صدای زنگ زدن
Word Forms
جمعtinks

عبارات و ترکیب‌ها

tink away

صدای زنگوله

tink sound

صدای زنگوله

tink time

زمان زنگوله

tink bell

زنگوله

tink toy

اسباب بازی زنگوله

tink drop

قطره زنگوله

tink metal

فلز زنگوله

tink clock

ساعت زنگوله

tink glass

شیشه زنگوله

tink chime

زنگوله

جملات نمونه

she likes to tink with her old toys.

او دوست دارد با اسباب بازی های قدیمی خود بازی کند.

he heard a tink of glass breaking in the kitchen.

او صدای شکستن شیشه را در آشپزخانه شنید.

they decided to tink around with the car engine.

آنها تصمیم گرفتند کمی با موتور ماشین ور رفتند.

the tink of the clock reminded her of home.

صدای ساعت او را به یاد خانه انداخت.

she loves to tink and create new recipes.

او عاشق ور رفتن و خلق دستور العمل های جدید است.

he heard a tink sound as he dropped the coins.

وقتی سکه ها را انداخت، صدای "تینک" شنید.

let's tink together to solve this puzzle.

بیایید با هم فکر کنیم تا این معما را حل کنیم.

the tink of the wind chimes was soothing.

صدای زنگوله‌های بادی آرامش‌بخش بود.

she loves to tink with different colors in her paintings.

او عاشق استفاده از رنگ های مختلف در نقاشی هایش است.

he enjoys the tink of metal as he works on his projects.

او از صدای فلز در حین کار بر روی پروژه هایش لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید