tinkled

[ایالات متحده]/ˈtɪŋkəld/
[بریتانیا]/ˈtɪŋkəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای زنگ ملایمی تولید کرد؛ صدای جیرجیرکی ایجاد کرد

عبارات و ترکیب‌ها

tinkled laughter

خنده های زنگوله ای

tinkled bells

زنگوله ها

tinkled glass

صدای زنگ شیشه

tinkled music

موسیقی زنگوله ای

tinkled notes

نت های زنگوله ای

tinkled sound

صدای زنگوله

tinkled chimes

زنگوله ها

tinkled tune

آهنگ زنگوله

tinkled keys

کلیدهای زنگوله

جملات نمونه

the wind tinkled the chimes on the porch.

باد زنگوله‌ها را روی ایوان به صدا درآورد.

she tinkled the glass to get everyone's attention.

او لیوان را به صدا درآورد تا توجه همه را جلب کند.

the children tinkled with laughter as they played.

بچه‌ها در حین بازی با خنده به صدا در می‌آمدند.

he tinkled the piano keys softly at night.

او شب‌ها به آرامی کلیدهای پیانو را به صدا در می‌آورد.

the tinkled sounds of the bells echoed through the valley.

صدای زنگوله‌ها در دره طنین انداز شد.

she tinkled a tune while washing the dishes.

او در حین شستن ظرف‌ها یک ملودی را به صدا درآورد.

the tinkled voices of the choir filled the church.

صدایان به صدا درآمده گروه کر کلیسا را پر کرد.

as he walked, the coins in his pocket tinkled.

همانطور که او راه می‌رفت، سکه‌های داخل جیبش به صدا در می‌آمد.

the tinkled laughter of the friends made the evening enjoyable.

خنده به صدا درآمده دوستان، شب را لذت بخش کرد.

she tinkled the silverware as she set the table.

او در حین چیدن میز، ظروف نقره را به صدا درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید