tipper

[ایالات متحده]/'tɪpə/
[بریتانیا]/'tɪpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای که برای تخلیه کالا طراحی شده است، شخصی که انعام می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

big tipper

بخشنده

generous tipper

بخشنده

regular tipper

معمولاً انعام دهنده

جملات نمونه

He is a generous tipper at restaurants.

او یک سخاوتمند در دادن انعام در رستوران ها است.

The tipper left a big tip for the waiter.

سخاوتمند انعام زیادی برای گارسون گذاشت.

The tipper received excellent service in return.

سخاوتمند در ازای آن خدمات عالی دریافت کرد.

Being a good tipper can lead to better service.

این یک سخاوتمند بودن می تواند منجر به خدمات بهتر شود.

The tipper discreetly slipped the money to the bellboy.

سخاوتمند به طور محتاطانه پول را به خدمتکار اتاق داد.

She became known as a generous tipper among the staff.

او به عنوان یک سخاوتمند در میان کارکنان شناخته شد.

The tipper thanked the barista with a smile.

سخاوتمند از باریستا با لبخند تشکر کرد.

The tipper always appreciates good service.

سخاوتمند همیشه از خدمات خوب قدردانی می کند.

As a tipper, he believes in rewarding hard work.

به عنوان یک سخاوتمند، او به پاداش دادن به سخت کوشی اعتقاد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید