tiptops

[ایالات متحده]/ˈtɪpˌtɒps/
[بریتانیا]/ˈtɪpˌtɑps/

ترجمه

n. بالاترین نقطه؛ قله؛ عصر طلایی
adj. عالی؛ درجه یک
adv. بسیار خوب

عبارات و ترکیب‌ها

tiptops quality

کیفیت tiptops

tiptops service

خدمات tiptops

tiptops condition

شرایط tiptops

tiptops performance

عملکرد tiptops

tiptops style

سبک tiptops

tiptops design

طراحی tiptops

tiptops experience

تجربه tiptops

tiptops features

ویژگی‌های tiptops

tiptops brand

برند tiptops

tiptops selection

انتخاب tiptops

جملات نمونه

her performance was tiptop, earning her a standing ovation.

عملکرد او در بالاترین سطح بود و باعث تشویق ایستاده او شد.

the restaurant is known for its tiptop service and delicious food.

این رستوران به خاطر خدمات درجه یک و غذای خوشمزه اش معروف است.

make sure your presentation is tiptop before the meeting.

مطمئن شوید که ارائه شما قبل از جلسه در بالاترین سطح باشد.

he always keeps his car in tiptop condition.

او همیشه ماشین خود را در بهترین شرایط نگه می دارد.

the hotel offers tiptop amenities for its guests.

این هتل امکانات درجه یک را برای مهمانان خود ارائه می دهد.

we expect only tiptop quality from our suppliers.

ما فقط انتظار داریم که تامین کنندگان ما کیفیت درجه یک ارائه دهند.

her tiptop attitude towards work inspires her colleagues.

نگاه مثبت و درجه یک او به کار، همکارانش را الهام بخش می کند.

the team delivered a tiptop performance in the championship.

تیم در مسابقات قهرمانی عملکردی درجه یک ارائه داد.

he was dressed in tiptop fashion for the event.

او برای این رویداد به طور شیک و درجه یک لباس پوشیده بود.

we need to ensure that our project is tiptop before the deadline.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که پروژه ما قبل از مهلت مقرر در بالاترین سطح است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید