titbit

[ایالات متحده]/'tɪtbɪt/
[بریتانیا]/'tɪtbɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لطافت؛ لقمه انتخابی
Word Forms
جمعtitbits

عبارات و ترکیب‌ها

appetizing titbit

خوراکی خوشمزه

delicious titbit

خوراکی خوشمزه

جملات نمونه

She always keeps some titbit to give to her cat.

او همیشه کمی خوراکی برای دادن به گربه‌اش دارد.

you'd never vouchsafed that interesting titbit before.

شما تا به حال آن خوراکی جالب را به اشتراک نگذاشته بودید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید