titillated

[ایالات متحده]/ˈtɪt.ɪ.leɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈtɪt.ə.leɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی titillate؛ برای تحریک یا هیجان‌زده کردن؛ برای خوشحال کردن یا لذت بردن

عبارات و ترکیب‌ها

titillated by

تحریک شده توسط

titillated audience

تماشاگران تحریک شده

titillated senses

حواس تحریک شده

titillated mind

ذهن تحریک شده

titillated feeling

احساس تحریک شده

titillated curiosity

کنجکاوی تحریک شده

titillated thoughts

افکار تحریک شده

titillated imagination

خلاقیت تحریک شده

titillated emotions

احساسات تحریک شده

جملات نمونه

the audience was titillated by the magician's tricks.

تماشاگران با شعبده‌های جادوگر هیجان‌زده شدند.

she felt titillated by the unexpected compliment.

او با تعریف غیرمنتظره احساس هیجان کرد.

the novel titillated readers with its intriguing plot.

رمان با طرح جذابش خوانندگان را هیجان‌زده کرد.

he was titillated by the prospect of adventure.

او با احتمال ماجراجویی هیجان‌زده شد.

the film's suspenseful scenes titillated the audience.

صحنه‌های پرتعلیق فیلم تماشاگران را هیجان‌زده کرد.

she was titillated by the idea of traveling to exotic places.

او با این فکر که به مکان‌های عجیب و غریب سفر کند، هیجان‌زده شد.

the news article titillated readers with sensational details.

خبر با جزئیات سنساسیون‌آمیز خوانندگان را هیجان‌زده کرد.

his stories always titillated her imagination.

داستان‌های او همیشه تخیل او را هیجان‌زده می‌کرد.

the advertisement titillated consumers with its catchy slogan.

تبلیغ با شعار جذاب خود مصرف‌کنندگان را هیجان‌زده کرد.

she felt titillated by the mystery surrounding the event.

او با معمای پیرامون رویداد احساس هیجان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید